Tuesday, October 25, 2011

تجاوز، جنايت، مرگ بر اين ولايت




همه شما این خبر را شنیده ویا خوانده اید: هفته گذشته یک دختر جوان به نام الناز بابازاده، توسط نیروهای بسیج پس از تجاوز به قتل رسید.سه عضو بسیج با سوء استفاده از مدارک شناسایی خود، دختر جوانی را در شهر تبریز ربوده و پس از ضرب و شتم و تعرض و تجاوز به وسیله سلاح گرم او را به قتل رسانده و جسد وی را در بیرون شهر رها کرده اند.
باز هم تجاوز، باز هم گله ای از جنایت پیشگان دستگاه سراپا آلوده خامنه ای خونخوار، برگی دیگر بر پرونده سیاه ولایت فقیه افزودند. بازهم طبل بد آهنگ رسوايی حکومت بر بامها نواخته شد.
روزی نيست که خبرسنگسار، اعدام جوانان، تجاوز جنسی و....  از گوشه و کنار سرزمینمان به گوش نرسد. بدون شک ريشه تمامی اين جنايات و تجاوزها را تنها در لانه مخوف خامنه ای می توان جستجو کرد. سالهاست که تجاوز جنسی به عنوان يک اصل، در قاموس حکومت سر تا پا جنایت ولایت فقیه ، نهادينه شده است.
حال باید از خود بپرسبم که آیا تجاوز به الناز هم مثل ترانه موسوی ، مريم صبری و ابراهيم شريفی جوسازی رسانه های بيگانه است؟ آيا باز هم بايد همچون ماجرای قتل ندا منتظر مستند يا مصاحبه اي دروغين بود؟ آیا با ارعاب و کشت و کشتار جوانان آرامش و امنیت به کشور باز می گردد؟ راستی تا به کی باید در سوگ عزیزانمان بنشینیم؟ تا به کی باید حکومت اوباشان جمهوری اسلامی را تحمل کنیم؟
راستی چرا کاری نمی کنیم؟
رژيمی که دستش برای تمام ملت ايران وجهان رو شده وديگر چيزی برای از دست دادن ندارد ، حالا سنگ ها را بسته و سگ ها را رها کرده است. اگر 31 سال همچون گرگی درنده روی جنايت خود را می پوشاند، امروز در تمامی خيابانهای شهر تجاوز علنی ميکند بی آنکه روی آنرا بپوشاند.براستی از حکومتی که والی آن خامنه اي جلاد و سربازان جیره خوارش همچون احمدی نژاد و متجاوزين به نواميس مردم هستند،  بیش از این انتظاری نيست.
حکومت فاشيستی اسلامی دراين سی و یکسال به همه جهانيان ثابت کرد که مستبد ترين استبداد هاست، که روی تمامی استبدادها را سفيد کرده است. چه کسی ميگويد که گرانی اينجاست؟ دوره ارزانيست - چه شرافت ارزان- تن عريان ارزان- و دروغ از همه چيز ارزانتر- و چه تخفيف عظيمی خوردست قيمت يک انسان!!
حال ای ایرانی آزاده و ای هموطن مبارز، گوش کن !
صدای فریاد جوانان به خون غلطیده را می شنوی ؟ صدای ندا ، سهراب ، ترانه ، کیانوش ،  شیرین ، فرزاد و الناز که میخواستند بمانند و خاموش شدند . صدای ضجه دانشجویان در بند و فعالان سیاسی زیر شکنجه و تجاوز در قتلگاه اوین را که در انتظار آزادی لحظه شماری می کنند. به سکینه محمدی آشتیانی بیاندیش که روزهاست چشمهایش را برهم نگذاشته و در انتظار اجرای حکم ضد بشری سنگسار است . زدن سنگ به انسانی که هنوز زنده است ! به زنی که هنوز نفس می کشد ! که مادر است! که عاشق فرزندان بیگناه اش است! که یک عالمه درد دل دارد!... و می گذاریم که فریاد بزند، که ضجه بزند، که اشک بریزد، کمک بخواهد و التماس کند!...
و باز این سئوالها به سراغم می آیند که راستی ما ایرانیان را چه شده است که تا این اندازه تحمل جنایات و سرکوب را داریم چرا کاری نمی کنیم؟ منتظر چه روزی هستیم؟ راستی، تا به کی باید شاهد اعدام جوانان بیگناه ایرانی باشیم؟ از شما آزادیخواهان ایرانی میپرسم تا به کی؟
آری صدای پا ی کوبنده مبارزان راه آزادی را گوش کن که از کوچه و خیابانهای شهرمان آغاز شده و تا پشت در بیت علی خامنه ای جنایت پیشه رسیده است . صدای زوزه این ماده گرگ پیر را در جمع ایادی ناپاکش می شنوی که با آیات منحوسش ، روضه چه کنم چه کنم سر داده و چند ماهی است که به دنبال راه فراری از این جهنم خود ساخته است !
دیروز قطعی برق واینترنت ازترس تهاجم غرب، امروز تعطیلی برای گرمای هوا و فردا اعتصاب بازاریان و حامیان قدیمی ولایت آخوندی و پریشانی خامنه ای از این بلای غیر مترقبه آسمانی .اعتصابی که روزی به حمایت از خمینی در سال 57 بر علیه حکومت برخاست و حالا گریبان علی خامنه ای را گرفته است.
حالا بعد از قیام دانشجویی 78 ، و قیام مردمی خرداد 88 ، وقایع اخیر در زندانهای رژیم، تحریمهای غرب و جامعه ای سراپا خشم و نفرت ازحکومت آخوندی ، چشم ولایت به اعتصاب بازار89 روشن شد. جمهوري ضد بشري وضد ايراني بالاخره كاررابدانجا رساند كه كارد به استخوان حاميان سنتي هم رسيد. تازه خامنه ای خون آشام باید خود را برای این جنگ تمام عیاری که بین جیره خواران دیروز با مواجب گیران امروز درگرفته آماده کند.
ایرانیان آزاده بپاخیزید !
هم اکنون جای درنگ نیست و وقت یکی شدن و اتحاد است . دست جنايتکار را نبايد قطع کرد، بايد ريشه را خشکاند. ریشه ای که 31 سال در لایه های مختلف جامعه پیشرفت کرده و خشکاندن آن مستلزم اتحاد و مبارزه مستمراز داخل و خارج کشور است. حالا که ریشه پوسیده این حکومت فاسد متزلزل شده باید همه اقشار جامعه ائم از دانشجویان ، کارگران ، بازاریان و توده های مبارز و اپوزسیون داخل و خارج جدا از هرگونه رنگ ، پرچم و ایدئولوژی دست در دست یکدیگر متحد شویم و این کابوس شوم را از ریشه نابود کنیم
درود بر مبارزان و آزادیخواهانی که ایران را درچنگال گرگان رها نمیگذارند      افشین کریمی
.

مروری بر رویداد هجده تیر هفتادوهشت


واقعه ۱۸ تیر سال ۱۳۷۸ را میتوان نقطه عطفی در تاریخ جنبش دانشجویی نامید. رویدادی که با یک جرقه آغاز شد و آن، بسته شدن روزنامه سلام بود. درست در زمانیکه قتلهای زنجیره ای اتفاق افتاده بود و بسیاری از روابط اقتصادی که بین سران نظام بود و مناسباتی که در نهاد قدرت وجود داشت نیز توسط روزنامه های دوم خردادی آن دوره، منتشر شده بود و جامعه این پتانسیل را داشت که اعتراض کند به اینگونه مسائل.
 نمایندگان محافظه کار مجلس پنجم در صدد بودند قانون مطبوعات را تغییر دهند، روزنامه های اصلاح طلب و منتقد را محدود کنند و راه را برای برخورد شدیدتر قوه قضاییه با روزنامه ها و روزنامه نگاران هموار کنند.
 در این میان روزنامه سلام به سردبیری عباس عبدی با انتشار نامه ای از سعید امامی ، طراح اصلی قتلهای سیاسی زنجیره ای پاییز ۱۳۷۷و یکی از مدیران سابق وزارت اطلاعات و تیتری با عنوان « سعید امامی پیشنهاد اصلاح قانون مطبوعات را داده است » باعث شد این روزنامه پس از حدود هشت سال فعالیت در روز ۱۵ خرداد ۱۳۷۸ یعنی ۱۲ سال پیش توسط قوه قضاییه به مدت پنج سال توقیف شود.
 در جریان محاکمه این روزنامه به جز مدعی العموم، چهار شاکی دیگر حضور داشتند: محمود احمدی نژاد استاندار اردبیل در دولت هاشمی رفسنجانی و ریئس جمهور کنونی، کامران دانشجو استاندار اسبق تهران، معاون سیاسی سابق وزیر کشور و رئیس ستاد انتخابات ریاست جمهوری دهم و وزیر علوم فعلی، درویشزاده نماینده مردم دزفول در مجلس پنجم، و حمیدرضا ترقی عضو ارشد حزب موتلفه و نماینده مشهد در مجلس پنجم.
در اعتراض به تعطیلی روزنامه سلام، تظاهراتی توسط دانشجویان مقیم کوی دانشگاه که خوابگاه اصلی دانشگاه تهران میباشد، به راه افتاد  که با فرا رسیدن شب کم کم این تظاهرات به خیابانهای اطراف کشیده شد.
 در این زمان لباس شخصیهای رژیم به اطراف خوابگاه آمده بودند، به کوی حمله کردند و به ضرب و شتم و تخریب اموال دانشجویان پرداختند که تا صبح ادامه داشت. این حمله،  به اعتراضات گسترده و چند روزه دانشجویان و مردم در تهران و شهرستانها انجامید و دست کم ۳۰۰ نفر بازداشت شدند. در دانشگاه تبریز نیز درگیریهای گسترده ای روی داد که به کشته شدن چندین نفر مانند عزت الله ابراهیم نژاد، فرشته علیزاده و تامی حامی فر انجامید.
حسین الله کرم از جمله افرادیست که به عنوان یکی از عاملان اصلی حمله به کوی دانشگاه در ان تاریخ، نامش مطرح میباشد. وی از فرماندهان سپاه و رهبران گروه انصار حزب الله بود و هم اکنون به عنوان وابسته نظامی سفارت جمهوری اسلامی در کشور کرواسی مشغول به کار است.
همچنین در جریان این حمله افرادی مانند سردار نجات، فرمانده سپاه ولی امر به همراه سردار نقدی، سردار ذوالقدر، طرح سرکوب دانشجویان و حتی عزل محمد خاتمی رئیس جمهور وقت را داشتند .
امیر فرشاد ابراهیمی، دبیر سیاسی پیشین گروه حزب الله، که هم اکنون از منتقدین حکومت جمهوری اسلامی میباشد میگوید؛ حسین الله کرم به عنوان رهبر گروهای حزب الله شناخته شده که البته انصار حزب الله یکی از این گروه هاست و حزب الله شاخه های مختلف دارد. هر چند عامل اصلی حمله به کوی دانشگاه شخص رهبری میباشد ولی ایشان نقش مهمی در هدایت نیروهای حزب الله به داخل کوی و وقایعی که بعد از آن اتفاق افتاد داشت.
موضوع جالب دیگر اینکه شورای امنیت ملی کشور در بیانیه ای مدیریت نابخردانه الله کرم را در هدایت نیروهای لباس شخصی به داخل کوی و وقایع پس از آن زیر سوال میبرد.
حال این پرسش مطرح میشود که چرا حکومت با توجه به معدود بودن معترضان و اعتراضهای آنها اینچنین برخورد شدیدی با این گروه داشت؟
جمهوری اسلامی بر اساس تجربیاتش در برخرد با مخالفین، همانند سرکوب سازمان مجاهدین و گروه های چپ در دهه شصت، میداند اگر اجازه بروز انتقاد را بدهد، قطعا اعتراضات به صورت توده ای در میاید آن هم زمانیکه قشر دانشجو که عموما وابستگی به جایی ندارد و مطالبات روز جامعه را بیان میکند، هدایت کننده جریانهای اعتراضی باشد و به این دلیل اعتراضات را در نطفه سرکوب میکند.

جالب اینکه رهبر جمهوری اسلامی، بدلیل فریب افکار عمومی و بر انگیختن بیشتر نیروهایش علیه این جنبش، طی سخنرانی و تظاهر به مظلومیت، اعلام میکند که اگر یک دانشجو فریب خرده، حرفی زده، کاری کرده من از او صرف نظر میکنم، اگر عکس مرا آتش زدند، پاره کردند سکوت کنید و در برابر حرکتی مثل اهانت به رهبری که خون شما را به جوش می آورد سکوت کنید. که در عمل عکس آن اتفاق میافتد. چندین تن از دانشجویان از جمله احمد باطبی، منوچهر و اکبر محمدی به خاطر به راه انداختن تظاهرات به اعدام محکوم میشوند که این احکام بعدا به
حبسهای طولانی مدت بدل شد و اکبر محمدی در زندان در گذشت.
 در این میان نه تنها هیچکدام از اعضا و فرماندهان انصار و حزب الله محاکمه نشدند، دادگاه تنها یک سرباز نیروی انتظامی را بخاطر دزدیدن یک ریشتراش از خوابگاه دانشجویان محکوم کرد.
همچنین پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، نیروهای لباس شخصی و همچنین گارد ویژه نیروهای انتظامی به همراه یگان ویژه سپاه پاسداران، شامگاه بیست و چهارم خردادماه به کوی دانشگاه تهران حمله کردند و بیش از صد تن از دانشجویان را بازداشت کردند. بعضی از منابع خبری نیز از کشته شدن پنج تن از دانشجویان به دست مهاجمان خبر دادند.
این بار نیز قربانیان و دانشجویان آسیب دیده کوی دانشگاه در جایگاه متهم قرار گرفتند. از طرف نهادهای قضایی جمهوری اسلامی حکم قضایی صادر شد و ۱۴ تن از دانشجویان با احکام قضایی مانند حبس، جریمه و شلاق روبرو شدند.
به امید محاکمه سیاسی و حقوقی مسولین و رهبران جنایتکار جمهوری اسلامی توسط مردم ایران و زندگی در ایرانی آزاد.
هفتم ژوئیه 2011
۱۷ تیر ۱۳۹۰
افشین کریمی

Monday, October 24, 2011

سپاه پاسداران قلب تپنده ی خامنه ای جنایتکار


نظام دیکتاتوری و ارتجاعی ایران پس از سرکوب کردن قیامهای خود جوش مردمی در اوایل دهه ی شصت  توسط افرادی که غالبا به ارازل و اوباش بودن شهرت داشتند و بعدها در بدنه ی اصلی سپاه پاسداران قرار گرفتند به این نتیجه رسید که هیچکس به غیر از مزدوران سپاه پاسداران با توجه به خلق وخوی وحشیگری که دارند نمی تواند به بهترین شکل ممکن امنیت داخلی کشور را تامین کند به همین منظور مطابق تقسیم کارهای شورای عالی امنیت ملی سپاه پاسداران بر حسب دستور دیکتاتوری مطلق فقیه خامنه ای جنایتکار عهده دار امنیت داخلی گردید.
بر همین اساس و با دستور مستقیم خامنه ای از درون سپاه نهادی بنام سازمان اطلاعات موازی تشکیل گردید این نهاد بعنوان تشکیلاتی اطلاعاتی امنیتی غیر قانونی و غیر رسمی می باشد که بعد از روی کار امدن دولت اصلاح طلب سید محمد خاتمی توسط اصولگرایان افراطی مطرح و پس از استعفای دری نجف ابادی از وزارت اطلاعات بدلیل افشای قتل های زنجیره ای که طی ان عده ی زیادی از فعالان سیاسی و نویسندگان توسط وزارت اطلاعات و با دستور کتبی مسئول دفترخامنه ای یعنی حجازی صورت گرفت و باعث قطع شدن کنترل خامنه ای از وزارت اطلاعات گردید تشکیل شد.
افراد تشکیل دهنده ی این سازمان را در ابتدا اخراجی های وزارت اطلاعات سید محمد خاتمی و معدودی سپاهی تشکیل دادند و از رهبران این سازمان میتوان قاضی جنایتکار و مسئول فاجعه ی کهریزک سعید مرتضوی را نام برد که با حمایت های این حیوان انسان نما افراد این سازمان عمدتا از اختیارات ضابط قضایی بودن بهره مند بودند و با فراغ باز به دستگیری مخالفان و دگر اندیشان می پرداختند.
این سازمان اطلاعاتی و امنیتی پیچیده قلب تپنده ی خامنه ای دیکتاتور محسوب میشود و برخورداری این دستگاه از حمایت های خامنه ای و فعالیت های تحت لوای سازمان های منصوب به رهبر امکان هرگونه تحقیق و بررسی را به صفر میرساند و قدرت عمل انها را بشدت افزایش میدهد تا جاییکه بطور مثال اصلاح طلبان در مقابل قتل زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی کانادائی که در جریان نا ارامی های دانشجویان که در اواخر دهه ی 70 در مقابل زندان اوین بازداشت شد و با بدترین شکل ممکن در زیر شکنجه کشته شد و بازداشت وی تحت نظارت سعید مرتضوی این حیوان درنده که در ان زمان دادستان تهران بود صورت گرفت نتوانستند حتی به اندازه ی قتل های زنجیره ای که در وزارت اطلاعات رخ داده بود اقدامی انجام دهند.
واگذاری مسئولیت امنیت داخلی ایران به سپاه پاسداران و مرکز مدیریت ان اطلاعات موازی سپاه چندان دور از انتظار نیست با در نظر گرفتن موارد فوق میتوان به این نتیجه رسید که نهاد اطلاعات موازی زیر نظر رهبری نمی توانست اجازه دهد نتیجه ی انتخابات خرداد 88 در راس کار قرار گرفتن کسانی باشد که عملا مخالف فعالیتها و مداخلات نهادهای اطلاعاتی زیر نظر سید علی خامنه ای در جریانات کشور هستند.
با استناد به این مطالب میتوان کودتای سال 88 توسط مزدوران سپاه پاسداران را به مدیریت علی خامنه ای به اثبات رساند.
در تقسیم بندی جدید نیز دولت دغدغه ی اصلی خود را در مسائل بین المللی 11 سپتامبر و فلسطین و نفی هولوکاست و اداره ی جهان قرار داده است و کمتردرباره امنیت داخلی سخنی به میان اورده است و با توجه به همبن سیاست وزارت اطلاعات به محض وقوع رویدادی ظرف چند ساعت ردپای سازمان موساد و سیا را در یک ماجرا بعنوان حسب غائله اعلام میکند و با ادله ای ضعیف درباره ی ماجرای بوجود امده به دادن شعار مبادرت میکنند و در همان قالب خبر شناسائی مسببان را می دهند.
بعنوان مثال در نخستین روزهائی که مردم به نتیجه ی انتخابات ریاست جمهوری به مخالفت برخاسته بودند چنین بیانیه ای را صادر نمودند.
در شرایطی که دعوت به تجمعات و اعتراضات غیرقانونی از سوی برخی از کاندیداها و ناتوانی انها در مهار تبعات ان منجر به ارتکاب عمل مجرمانه و ایجاد بلوا اشوب و اخلال در نظم و امنیت شود بدیهی است نیروهای امنیتی و انتظامی و بسیج مردمی دربرخورد با اشوبگران درنگی نخواهند کرد.
مطلب فوق نشان میدهد که فرمان اتش را سپاه پاسداران اعلام میکند نه وزارت و بر همین اساس بود که در مهرماه سال گذشته نقش و اهمیت اطلاعات سپاه بیشتر هویدا گردید و در این راستا معاونت اطلاعات سپاه حسین طائب به ریاست سازمان اطلاعات سپاه ارتقا پیداکرد براین اساس رئیس سازمان اطلاعات سپاه به پیشنهاد فرمانده ی سپاه و تصویب خامنه ای فعالیت مینماید و طائب نیز از شاگردان خامنه ای در دروس خارج از فقه و اصول میباشد و بی شک گماردن چنین فردی در راس سازمان اطلاعات سپاه بدون موافقت و حمایت خامنه ای جنایتکار مطلقا امکان ندارد.
در واقع خامنه ای در درون نظام یک ارتش سری و فوق خطرناک برای مخالفان و دگر اندیشان برای سلطه ی بر انان تشکیل داده است و در قبال فعالیتها و به قول خودشان از جان گذشتگی هایی که سران سپاه برای خامنه ای و حفظ قدرت ان انجام میدهند خامنه ای و تشکیلاتش نیز به عنوان مرکز رهبری عرصه را برای فعالیتهای سران سپاه پاسداران در زمینه های اقتصادی فراهم نموده است و تمام اقتصاد ایران را بطور انحصاری تحت کنترل خود قرار داده اند انهم نه برای منافع ملی و تامین نیازهای مردم بلکه برای سودجویی خویش و به جای انکه با توجه به منابع عظیم نفت و گاز و معادن بسیار زیاد و وجود نیروی عظیم کار سرمایه های ملی را صرف توسعه ی اقتصادی و رونق و شکوفائی صنعت داخلی نمایند و از فقری که مردم را درگیر ان کرده اند جلوگیری نمایند این سرمایه های ملی را صرف تامین خواسته های تروریست ها مینمایند و حتی از ان سرمایه های ملی جهت خرید و صادرات افیون به سایر نقاط جهان نیز استفاده مینمایند و طبق امار سران جمهوری اسلامی یکی ازفعالترین شبکه های صادرات افیون در دنیا هستند.
ارسال سلاح به حزب الله لبنان
تقویت نیروهای خرابکار در عراق جهت جلوگیری از ایجاد ارامش در عراق و منطقه
کمک های مالی فراوان به کشورهای امریکای جنوبی برای ایجاد نفوذ در ان منطقه
ارسال سلاح به شورشیان کشورهای افریقائی که باعث ایجاد رسوائی در مجامع بین المللی گردید که طی ان 120 کیلو گرم هروئین و سلاح اعم از راکت-خمپاره-نارنجک در قالب مصالح ساختمانی از بندرعباس به مقصد گامبیا برای مجهز کردن شورشیان فرستاده میشد و در نیجریه و توسط پلیس این کشور توقیف گردید و باعث قطع رابطه ی دیپلماتیک گامبیا با ایران گردید و کار را به جائی رساند که اعضای 23 کشور افریقائی درصدد تجدید نظر در روابط خود با ایران هستند همچنین خروج سرمایه ها و ثروت هایی که باید در اختیار مردم قرار گیرد ولی توسط انحصار طلبان از کشور خارج میگردد و پرسروصداترین ان خروج 20تن شمش طلا و دلار به ارزش 18 میلیار دلار به مقصد ترکیه بود که توسط پلیس ان کشور توقیف گردید و هیچوقت دولت ایران پیگیری در خصوص این محموله انجام نداد بازهم با توجه به این مطالب فرمانده سپاه فعالیتهای سپاه را درزمینه های اقتصادی را فقط کمک به کشور عنوان کرده است و مدعی شده است بدون کمکهای سپاه استخراج نفت و گاز جنوب ممکن نبوده است .
بانگاهی هوشیارانه به این نتیجه میرسیم که درواقع خامنه ای جنایتکار برای نیل به اهداف خود برای بقای قدرت خویش کشور را با مزدوران و خونخواران سپاه معامله کرده است و در این معامله کوچکترین حقی را برای شهروندان در نظر نگرفته است .
این ثمره ی انقلابیست که با شعار سهیم شدن شهروندان در سود حاصل از صادرات نفت پدیدار شد اما اینک پس از درو شدن یکی یکی انقلابیون واقعی و دلسوزان مردم پول نفت و گاز توسط مزدوران سپاه چپاول میشود ویا هزینه ی مسلح کردن تروریست های جهان میگردد.
ننگ بر نظامی که منطق ان جهل و خشونت و انحصار طلبیست 

اعدام وشکنجه دستاوردهای جمهوری خونخوار اسلامی

طی دوران حکومت جنایتکارانه ی جمهوری اسلامی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به غیر از یک یا دو سال تقریبا همه ساله قطعنامه ای در مورد نقض حقوق بشر بوسیله ی حکومت جمهوری اسلامی صادر کرده است و این مجمع ایران را در بسیاری از موارد محکوم کرده است مهمترین مواردی که میتوان از ان نام برد کشتار واعدام معترضین دهه ی شصت و برخورد دولت جنایتکار اسلامی با معترضان نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال1388 میباشد.
   
جمهوری اسلامی به طور سختگیرانه ای ازادی های مدنی از جمله ازادی سخنرانی . مطبوعات. تجمعات. انجمن ها و ازادی های شخصی را زیر پا میگذارد ودر مسیر ازادی های مذهبی نیز مانع ایجاد کرده است.
 در ایران امروز قوانین و دستور العمل هایی چون مواد 513 و 514 قانون مجازات اسلامی باعث تحمیل مجازات در حوزه ی بیان ازادانه انکار میشود همچنین ابهامات مربوط به قوانین امنیتی چون مواد 610 و 510 و 618 قانون مجازات اسلامی محدودیت هایی را در زمینه ی برخورداری از حق برگزاری تجمعات و گردهمایی های مسالمت امیز ایجاد کرده است.
شدت این برخوردها با مخالفان بطوریست که حتی سید محمد خاتمی رئیس جمهوری وقت ایران در سال 2004 وجود زندانیان سیاسی و عقیدتی در ایران را تائید کرده است تعداد زندانیان سیاسی در ایران مشخص نیست و دیده بان حقوق بشر چندین بار از شکنجه و مرگ مخالفین سیاسی در ایران ابراز نگرانی کرده است همچنین بارها فاش شده است که فعالین سیاسی در ایران بوسیله ی نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به قتل رسیده اند اما مسئولین جمهوری اسلامی طی اطلاعیه ای عوامل قتل ها را خودسر معرفی کرده اند و هیچ گونه پیگیری در مورد قاتلان صورت نداده است .
همواره یکی از مهمترین مشکلاتی که زندانیان سیاسی با ان مواجه بوده اند شرایط موجود برای وکلای انان میباشد وکلای متهمین سیاسی که در چهارچوب قانون مدنی که از سوی دولت ایران برای دفاع از متهمین قانونگذاری شده است نیز نمی توانند از حق و حقوق موکلین خود دفاع نمایند و از هیچ گونه امنیت جانی و اجتماعی در قبال فعالیتهایشان برخوردار نمی باشند و در واقع دولت کودتا قوانین نامشروع و سخت گیرانه ی خویش را نیز انکار میکنند و به ان نیز عمل نمی نماید و کوچکترین حق دفاع را برای منتقدین خود به جای نمیگذارد و حق دفاع کردن از زندانیان سیاسی را به صفر میرساند و بطور غیر مستقیم اعلام میکند که متهمین سیاسی حق هیچ گونه دفاع کردن از خود را ندارند.
طبق قانون قضایی موجود در ایران متهمین طی 72  ساعت حق انتخاب وکیل را برای خویش دارا میباشند و طی همین مدت باید تفهیم اتهام گردند و پرونده ی انان به دادگاه ارجاع گردد در حالیکه متهمین سیاسی در ایران بدون در نظر گرفتن هیچ یک از این موارد به محض اینکه دستگیر میشوند به ماهها سلول انفرادی منتقل میگردند وبا توجه به شرایط وحشتناکی که برایشان بوجود می اورند از انها طبق خواسته ی خودشان اعتراف میگیرند و در ماههای گذشته شاهد بوده ایم بسیاری از زندانیان سیاسی در ایران بر اثر شکنجه های وارده بر انان و شرایط ناگوار زندان یا کشته شده اند و یا با وخیم ترین شرایط موجود به بیمارستان منتقل شده اند و وکلای متهمین سیاسی نیز همواره با تهدید مواجه هستند و فعالیتهای انان برای احقاق حق و حقوق موکلین خویش همواره با محدودیت مواجه است و در واقع وکلا در ایران فقط نقش نمادین دارند برای درج شدن نامشان بر روی پرونده ی متهمان و این در حالیست که اکثر متهمین سیاسی محکوم به اعدام بدون اینکه به وکلای انان اطلاع داده شود تا از حق اعتراض برخوردار شوند اعدام میشوند در چند ساله ی اخیر بسیار زیاد شاهد رخداد چنین اتفاقاتی از سوی دولت کودتا بوده ایم بسیاری از وکلا نیز که به خواسته های دستگاههای اطلاعاتی.امنیتی عمل نکرده اند جانشان در خطر افتاده است و با احکام بسیار سنگین مواجه شده اند و از هرگونه فعالیت اجتماعی باز مانده اند در چند سال اخیر بر اثر فشارهایی که از سوی دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی به وکلای متهمین پرونده های سیاسی تحمیل گردیده است بسیاری از انان به خارج از ایران متواری گردیده اند.
این شرایط برای تمامی اقشار جامعه موجود میباشد و محدودیت ها برای افراد با توجه به فعالیتی که هر فرد با توجه به جایگاه اجتماعی خویش دارد صورت میگیرد و همواره فعالین دانشجویی و روزنامه نگاران ونویسندگان منتقد با این وحشی گری های نظام دیکتاتوری مواجه بوده اند. سازمان عفو بین الملل در گزارشی اعلام کرده است حداقل 24 نفر در هر هفته در ایران اعدام میشوند و ایران با میانگین 317 اعدام در هر سال همچنان بعنوان دومین کشور پیشرو در اعدام محسوب میشود.
البته این رفتارها که از سوی مسئولین جنایتکار جمهوری اسلامی صورت میگیرد بر هیچکس پوشیده نیست و اتحادیه ی اروپا در اخرین اظهار نظر خود در مورد نقض حقوق بشر در ایران اعلام کرده است وضعیت حقوق بشر در ایران نسبت به گذشته وخیم تر شده است و بر اساس تخلفاتی که در دستگاههای قضایی و انتظامی ایران صورت میگیرد این اتحادیه اسامی 32 تن از مقامات کنونی و سابق جمهوری اسلامی را

بعنوان ناقضان حقوق بشر اعلام کرده است و از مقامات کشورهای عضو اتحادیه ی اروپا درخواست کرده تا از ورود انان به خاک خود جلوگیری کنند و در این فهرست نام 13 فرمانده ی امنیتی و انتظامی و 19 قاضی و مقام قضایی به چشم می خورد و این افراد کسانی هستند که طی دو سال اخیر درسرکوب هاوازار و اذیت واعدام و شکنجه کردن زندانیان و فعالان مدنی.دانشجویان واقلیت های مذهبی و اعدام متهمان زیر سن نقش اساسی داشته اند.
ننگ باد بر بنیانگذار و رهبر جنایتکار و تمام عاملین بوجود آورنده ی نظام دیکتاتوری و خونخوار جمهوری اسلامی که ادامه ی حیات این نظام را در ایجاد رعب و وحشت و کشتار شهروندان خویش می بیند.
.