Wednesday, July 24, 2013

پناهنده کیست ؟ و جمهوری اسلامی چه بر سر کشور ما آورده است

‫#‏پناهنده‬ کسی است که حاضر است در آبهای استرالیا غرق شود و خوراک کوسه ها شود ، در یونان و آلمان در کمپ ها قرار بگیرد و خفت و خاری بکشد ، در ترکیه و قبرس مورد تجاوز و تعدی قرار گیرد ، دچار راهزن و قاچاقچی انسان شود ، پولش خورده شود و نهایتا در کشورهایی هم که میروند به عنوان جهان سومی نگریسته شود ولی در کل حاضر نباشد در ایران بماند. پس ببینید جمهوری اسلامی چه بر سر کشور ما آورده و به  چه جایی تبدیل شده که این افراد حاضر هستند این همه سختی را به جان بخرند و بروند و در این کشور نمانند



ولی ای کاش میشد ماند و به مانند همین استشهادیون عرب یک فیلم از خود در یوتوب گذاشت و هدف خود و انتخاب خود را گفت  البته نه برای بمب گذاری ، نه برای عملیات تروریستی ، از انتخابات آزاد گفت ، از عقیده و آرمان انسانی گفت ، از نوع حکومت سیاسی و اقتصادی مورد علاقه گفت که هر زمان آن فرد دستگیر شد  سریعا فیلم در دنیا پخش شود، مطمئنا این حرکت تاثیر زیادی در رسانه های دنیا داشت

چرا افراد بجای خورده شدن توسط کوسه ها ، یا مردن در کمپها و کشته شدن توسط قاچاقچی ها این حرکت را انجام نمی دهند و مبارزه را در کشور خود دنبال نمی کنند ؟ 

Monday, July 1, 2013

چهار اعدام دیگر در ایران- دو اعدام در ملأ عام- دستکم ۱۳ اعدام پس از انتخابات ریاست جمهوری

حقوق بشر ایران، ۹ تیر ماه ۱۳۹۲: به گزارش رسانه‌های رسمی‌ ایران چهار زندانی بامداد یکشنبه ۹ تیر ماه در شهرهای کرج و خرم آباد اعدام شدند.
به گزارش خبرگزاری ایرنا دو پسر جوان به اتّهام تجاوز به عنف در چهار راه گلزار کرج در ملأ عام به دار آویخته شدند. دادیار شعبه شش اجرای احکام کیفری کرج به خبرنگار ایرناگفت : این دو نفر به نام های آرش مولایی و بهنام سهرابی به ترتیب 20 و 24 ساله به جرم تجاوز به عنف با تایید و تنفیض رای صادره از سوی رییس قوه قضاییه به اعدام محکوم شده بودند.
ˈسامان قاضی زادهˈافزود: این افراد در شهریور ماه سال 90 مرتکب تجاوز و آزار و اذیت یک زن و یک دختر جوان در استان البرز شده بودند
به گزارش واحد مرکزی خبر دو زندانی دیگر نیز بامداد یکشنبه در زندان مرکزی خرم آباد به دار آویخته شدند.اتّهام این دو زندانی که هویتشان مشخص نیست حمل و نگهداری 2 کیلو و 189 گرم مواد مخدر شیشه اعلام شده است.
بدین ترتیب فقط بر اساس گزارش رسانه‌های رسمی‌ ایران، ۱۳ نفر در دو هفته بعد از انتخابات ریاست جمهوری در شهر‌های مختلف ایران اعدام شده اند.

Monday, June 10, 2013

تجمع یارسانی‌ها در اعتراض به خودسوزی دو درویش

در پی خودسوزی دو درویش اهل حق مشهور به درویشان یارسانی در اعتراض به تراشیدن سبیل یکی از آنها در زندان همدان، عده‌ای از دراویش در اعتراض به این شرایط در کرمانشاه دست به تجمع زدند.
براساس گزارش‌های منتشر شده، هفته گذشته سبیل یک زندانی در زندان همدان که از دراویش یارسانی است "به زور" تراشیده می‌شود. در اعتراض به این روند دو نفر از دراویش در محل فرمانداری همدان حاضر شده و خود را به آتش می‌شکند. یکی از این افراد به نام نیکمرد طاهری در اثر شدت سوختگی جانش را از دست می‌دهد.
بهروز طاهری، پسرعمو نیکمرد طاهری در گفت و گو با بی‌بی‌سی فارسی ضمن تائید این خبر گفت: "هر آئینی برای خود شاخصی دارد، در آئین مهر یارسانی هم سبیل یا شارب، جزو هویت فرد است. وقتی کیومرث ناکات از دراویش یارسانی در زندان به زور سبیلش زده می‌شود، این اعتراض‌ها شکل می‌گیرد."
آقای طاهری با انتقاد ار برخوردهای صورت گرفته با این دروایش اعلام کرد: "این نخستین بار نیست که چنین رفتاری با دروایش یارسانی می‌شود، مسئله مو و سبیل نیست، مسئله هویت آیینی یک مردم است که اصلا این هویت به رسمیت شناخته نمی‌شود. به ویژه پس از انقلاب به این افراد انگ کافر، علی‌الله و شیطان پرست چسبانده شده است."
گزارش شده ماموران وزارت اطلاعات در شهر صحنه عده ای از این درویشان را بازداشت کرده اند و در حمایت از افراد بازداشت شده تظاهراتی در برابر استانداری کرمانشاه برپا شد.

Wednesday, June 5, 2013

از هفته‌ی اعدام تا هفته‌ی انتخابات آزاد!

حزب توده‌ی ایران: بی شک هفته‌ای را که پشت سر می‌گذاریم، باید هفته‌ی اعدام‌های انقلابی نامید … در میان اعدام شدگان هفته‌ای که می‌گذرد امیر عباس هویدا نخست وزیر ۱۳ ساله‌ی رژیم منفور پهلوی شاخص‌ترین چهره بود …
شورای ملی ایران: از ۱۷ تا ۲۴ خرداد، هفته‌ی انتخابات آزاد است. رای خود را بر برگه‌ای سفید نوشته و به سفارت کشورهای دموکراتیک بفرستید. با شاخه‌ی گل بر مزار شهیدان آزادی حاضر شوید …
2013-03-29-08

Sunday, April 14, 2013

۳۴ ماه محروم از مرخصی و ۲ سال بدون ملاقات



 "می گویند در آئین نامه زندان ها وقوانین نیامده که زندانی سیاسی حق استفاده از مرخصی داشته باشد. مرخصی امتیازی است که به زندانیان سیاسی داده می شود و ما با اقای قادری نه نقطه مشترکی داریم و نه او از مواضع خود کوتاه امده است لذا در شرایطی نیست که به او مرخصی بدهیم".
این پاسخی است که مسولان به فرزانه میرزاوند، همسر سیامک قادری داده اند روزنامه نگاری که بیش از ۳۴ ماه از مرخصی محروم است و از مرداد ۹۰ هم امکان ملاقات حضوری با خانواده‌اش را نیافته است.
سیامک قادری، خبرنگار سابق خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) است که به نشراکاذیب، تبلیغ علیه نظام، توهین به رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه و همچنین فعل حرام متهم وبه ۴ سال حبس تعزیری و ۸۰ ضربه شلاق محکوم شده است.
خانم میرزا وند در مصاحبه با "روز" می گوید که این روزنامه نگار به خاطر همان اتهاماتی که از سه سال پیش در زندان و در حال سپری کردن محکومیت خود است از خبرگزاری ایرنا اخراج شده و دیوان عدالت اداری در نهایت بر این اخراج مهر تایید زده است.
آقای قادری، ۵ مرداد ۸۹ در منزلش بازداشت شد و اعلام گشت که به خاطر نوشته‌های وبلاگش متهم به نشر اکاذیب، تشویش اذهان عمومی و توهین به رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه دستگیر شده. او در حال حاضر در بند ۳۵۰ زندان اوین، زندانی است و تاکنون از مرخصی محروم بوده است و همسرش می‌گوید: ۳۴ ماه گذشته و در تمام این مدت به مرخصی نیامده. بارها ما درخواست داده ایم اما موافقت نکردند و مستقیما هم گفتند که کارشناس پرونده، وزارت اطلاعات و دادستان موافق مرخصی آقای قادری نیستند. یعنی هیچ کسی موافق مرخصی او نبود. سری آخر اما برای عید نوروز پی گیری کردم امیدوار بودم حداقل به خاطر عید و همچنین فضای انتخاباتی که پیش آمده و به تعدادی از زندانیان مرخصی داده اند به آقای قادری هم بدهند اما باز موافقت نکردند. مراجعه کردم دادیار ناظر زندان اوین گفت که هیچ کجای آئین نامه زندان ها وقوانین نیامده که زندانی سیاسی حق استفاده از مرخصی داشته باشد. مرخصی امتیازی است که به زندانیان سیاسی داده می شود و ما با اقای قادری نه نقطه مشترکی داریم و نه او از مواضع خود کوتاه امده است لذا در شرایطی نیست که به او مرخصی بدهیم.
خانم میرزاوند می افزاید: تقریبا نیم ساعت صحبت کردم گفتم اینطور نیست که به کسانی که مرخصی میدهید با آنها به نقطه مشترکی برسید حتی خانم ستوده را مثال زدم و گفتم در واقع به نقطه مشترکی نمی رسید. گفتم زندانی سیاسی، زندانی عقیدتی است و اینطور نیست که یک شبه به عقیده ای رسیده باشد که از آن عقیده دست بردارد. هیچ زندانی سیاسی، عقیده اش را عوض نمیکند. در نهایت باز گفتند که آقای قادری در شرایطی نیست که به او مرخصی بدهیم گفتم اینطور که صحبت میکنید با توجه به شناختی که من از آقای قادری دارم پس تا پایان دوران محکومیت ۴ ساله او به او مرخصی نخواهید داد. یعنی الان ۳۶ ماه گذشته و ۱۴ ماه از محکومیت آقای قادری مانده و در این مدت هم مرخصی نمی‌دهند.
درباره ملاقات حضوری سوال می‌کنم آخرین بار چه زمانی آقای قادری را به صورت حضوری و نه کابینی ملاقات کردید؟ می‌گوید: اینقدر گذشته که دقیق یادم نیست آخرین بار چه زمانی بوده. احتمالا مرداد سال ۹۰ بود. زمانی که تازه او را به بند ۳۵۰ آورده بودند و در ۳ الی ۴ ماه دو سه باری ملاقات حضوری دادند اما بعد از آن ملاقاتهای حضوری هم قطع شد و دیگر اجازه ندادند.
خانم میرزاوند با این حال همچنان برای مرخصی و ملاقات حضوری با همسرش پی گیر است و می گوید: سیامک که روحیه اش خیلی خوب است و با اینکه من هر ماه برای ملاقات حضوری یا مرخصی پی گیر هستم و مراجعه میکنم مخالف است میداند به چه کسانی طرف است و می گوید تحمل کنید اینقدر خودتان را اذیت نکنید و خود را در این روند قرار ندهید. اما من اصرار دارم هر ماه بروم و پی گیری کنم و درخواست ام را ارائه دهم حتی برای ملاقات حضوری به اسم پسرم پر میکنم و می گویم که بچه من حق دارد پدرش را ببیند او را از نزدیک حس کند و.. اما بی نتیجه است. باز با این حال من اصرار دارم هر ماه انجام بدهم تا روزی نگویند درخواستی نبوده و درخواستی نداده اید برای همین مرخصی یا ملاقات حضوری نداده ایم.
همسر سیامک قادری می افزاید: زندانیان سیاسی هم حق دارند مثل سایر زندانیان از مرخصی و ملاقات حضوری استفاده کنند. این باید به صورت روتینگ انجام شود و نیازی به رفتن به دادستانی و درخواست دادن از سوی خانواده ها نیست اما متاسفانه ما را در چنین روندی قرار میدهند و در نهایت هم که موافقت نمیکنند.
درباره تایید حکم اخراج آقای قادری از خبرگزاری ایرنا می پرسم. وب سایت کلمه هفته گذشته خبر داده بود که این حکم از سوی دیوان عدالت اداری تایید شده است. خانم میرزاوند می گوید: به استناد همین اتهاماتی که اقای قادری در حال سپری کردن محکومیت آن است حکم اخراج او را از خبرگزاری ایرنا داده بودند. در حالیکه برای چنین موردی او می بایست تخلفی اداری مرتکب می شد ما پی گیر بودیم ولی هفته گذشته دیوان عدالت اداری حکم اخراج را تایید کرده و به آقای قادری هم ابلاغ شده است.
آقای قادری دارای یک پسر ۱۵ ساله است و از مرداد ۹۰ تاکنون امکان ملاقات حضوری با او را نیز نداشته است. او موقع بازداشت پدرش ۱۲ سال داشته و خانم میرزاوند میگوید: واقعیت این است که علی اوایل خیلی اذیت می شد اگر چه تودار است و بیشتر درون خودش می ریزد اما هر بار صحبتی از پدرش یا بحث درخواست مرخصی یا ملاقات و. بود می دیدم چقدر زجر میکشد. می رفت توی اتاقش و نماز میخواند و می آمد میگفت که نذر کرده ام و... الان به این شرایط عادت کرده ولی متاسفانه حتی برای ملاقات کابینی هم او نم یتواند هر هفته بیاید گاهی چند هفته یکبار او را یم برم چون درگیر درس و مدرسه است و درسهای سنگینی هم دارد. به هر حال این شرایط را تحمل کنیم و می گذرانیم.

Saturday, March 23, 2013

شیرین عبادی در گزارش ماه اسفند 1391 از وضعیت حقوق بشر در ایران:


ebadi12.jpg
شیرین عبادی، مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل 2003 در ادامه گزارش های ماهانه خود، به بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران در ماه اسفند1391 پرداخت. خانم عبادی در مقدمه گزارش ماه اسفند 1391 به موضوع رفتار نماینده دولت ایران در جلسات شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد پرداخته است. این مدافع حقوق بشر در گزارش خود، رفتار محمد جواد لاریجانی، نماینده دولت ایران در جلسات شورای حقوق بشر را غیر دیپلماتیک و غیر مؤدبانه ارزیابی کرد و از مسئولان دولت ایران خواست تا فرد مؤدب تری را به جای او انتخاب کنند.
برنده جایزه صلح نوبل 2003 در ادامه گزارش خود که به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر می شود، در سه بخش "حقوق مدنی و سیاسی"، "حقوق اقتصادی و اجتماعی" و "میراث فرهنگی و محیط زیست" به بررسی وضعیت حقوق بشر در ایران پرداخته است.
خانم عبادی در گزارش اسفند ماه خود با اشاره به بازداشت 21 فعال سیاسی- اجتماعی دگراندیش و همچنین نه روزنامه نگار و فعال فرهنگی در ایران، به ادعای نماینده دولت ایران در نشست شورای حقوق بشر مبنی بر آزاد بودن انتخابات در ایران اشاره و اعلام کرد که صرف نظر از قانون نظارت استصوابی که آزادی انتخابات را خدشه دار می سازد، دو نفر از رقبای انتخاباتی رییس جمهور فعلی، بیش از دو سال است که بدون محاکمه و تفهیم اتهام در زندان بسر می برند و هنوز هیچ ارگان دولتی، مسئولیت دستگیری آنان را برعهده نگرفته است.
این مدافع حقوق بشر همچنین در خصوص مواضع نماینده دولت ایران در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد که گزارش گزارشگر سازمان ملل در مورد زنان را مغرضانه خوانده بود، به جلوگیری از برگزاری مراسم هشت مارس، روز "زن" توسط مقام های امنیتی ایران اشاره کرد.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، متن گزارش ماه اسفند 1391 شیرین عبادی که در اول فروردین ماه 1392منتشر شده، به شرح زیر است:
گزارشی مختصر از وضعیت حقوق بشر در ایران در ماه اسفند 1391
مقدمه
در اسفند ماه 1391 آقای احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضعیت حقوق بشر ایران، گزارش خود را در نشست مورخ بیست و یکم اسفند ماه شورای حقوق بشر، ارائه و نسبت به نقض سیستماتیک و گسترده حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد. آقای محمد جواد لاریجانی، نماینده دولت ایران نیز با رد این گزارش، آقای شهید را متهم کرد که با استفاده از کمک های دولت آمریکا و با همکاری گروه های تروریستی، گزارش خود را تنظیم کرده است.
برخورد غیر دیپلماتیک و حتی غیر مؤدبانه نماینده دولت ایران، واکنش رییس جلسه شورای حقوق بشر را برانگیخت تا حدی که به او تذکر داده شد که نباید اهانت آمیز صحبت کند.
قسمتی از گزارش آقای شهید، ناظر بر وضعیت نامناسب اقلیت های قومی و مذهبی در ایران است که در گزارش این ماه نیز ملاحظه خواهید کرد که اغلب دستگیری ها و بیشترین احکام اعدام مربوط به اقلیت های ایران است.
آقای لاریجانی با رد گزارش آقای شهید در خصوص وضعیت تبعیض آمیز زنان و مغرضانه خواندن آن، به نسبیت فرهنگی استناد کرد. این در حالی است که علاوه بر قوانین تبعیض آمیزی که در جمهوری اسلامی ایران به تصویب رسیده است، زنان ایران حتی حق ندارند تا هشت مارس، روز زن را جشن بگیرند. بارها تعدادی از فمینیست های ایرانی به همین دلیل دستگیر و زندانی شده اند و هم اکنون بیش از بیست نفر به جرم اعتراض به تبعیض بر اساس جنسیت، در زندان بسر می برند. همچنین محدودیت های جدیدی برای تحصیلات دانشگاهی دختران با عنوان "سهمیه جنسیتی" برقرار شده است.
نماینده دولت ایران همچنین اعلام کرده که انتخابات در ایران همواره آزاد بوده است و به همین علت، گزارش آقای شهید را مخدوش و فاقد اعتبار اعلام کرده است. این در حالی است که صرف نظر از قانون نظارت استصوابی که آزادی انتخابات را خدشه دار می سازد، دو نفر از رقبای انتخاباتی رییس جمهور فعلی، بیش از دو سال است که بدون محاکمه و تفهیم اتهام در زندان بسر می برند و هنوز هیچ ارگان دولتی، مسئولیت دستگیری آنان را برعهده نگرفته است.
آقای لاریجانی، گزارشگر سازمان ملل متحد را متهم می کند که تبلیغ همجنسگرایی کرده است، حال آنکه طبق قانون مجازات اسلامی، عمل لواط (حتی بدون داشتن شاکی خصوصی) جرم است و مجازات مرگ دارد و در برخی از موارد به دستور دادگاه، متهم را در یک گونی پیچیده و از کوه به پایین پرتاب کرده اند تا به عذاب آور ترین وجه، جان بسپارد.
نکته قابل توجه در جلسات جانبی شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، شرکت نهادهای مدنی است که توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران تأسیس و با پول دولت اداره می شوند. نمایندگان اینگونه نهادها که خود را مستقل از حکومت معرفی می کنند، در جلسات مختلف حاضر شده، نظم جلسه را بر هم زده و به حمایت از اقدامات دولت جمهوری اسلامی ایران با دیگر سخنرانان درگیری پیش می آورند و گاه با فریاد و فغان بیان می دارند که یکی از گروه های مخالف حکومت، بستگان آنها را ترور کرده است. آنان از آقای شهید گله مند هستند که چرا در این خصوص مطلبی را عنوان نمی کند. باید یاد آور شد که صرف نظر از صحت یا سقم ادعای این گونه افراد، اساساً بررسی عملکرد گروه های اپوزیسیون در سنوات قبل، جزء اختیارات گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد نیست.
دولت جمهوری اسلامی ایران بهتر است به جای توهین و افترا نسبت به گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد، به او اجازه ورود به ایران داده و در زمینه تهیه گزارش، همکاری های لازم و قانونی را با این مقام سازمان ملل انجام دهد.
همچنین علاوه بر مطالبی که در بالا بیان شد، خلاصه ای از وضعیت نقض حقوق بشر در ایران در اسفند ماه ۱۳۹۱ در پی می آید. این گزارش بر مبنای اطلاعاتی است که در سایت ها و رسانه های مختلف درج شده و صحت آن به احراز رسیده است و در سه بخش و به 2 زبان فارسی و انگلیسی منتشر می شود.
وضعیت حقوق بشر در ایران در ماه اسفند 1391
بخش اول – حقوق مدنی و سیاسی و فرهنگی
الف- وضعیت فعالان سیاسی – اجتماعی دگر اندیش
1) در این ماه 21 نفر بازداشت شدند که برخی پس از چند روز با وثیقه آزاد شدند. بازداشت شدگان عبارتند از: رضا باوی، سالم براجعه، منصور براجعه، عباس بدوی، امیربدوی، احمد بدوی، محمد مزرعه، ناصر اسدی، احمد حیدری، جاسب عفراوی، ولید مسعودی و خلیل خسرجی- دوازده ده نفر از شهروندان اهوازی-، احمد قبانچی از روحانیون منتقد حکومت، حسین لقمانیان- نماینده مردم همدان در مجلس ششم و رییس شاخه همدان جبهه مشارکت ایران اسلامی- محمد رضا افخمی، هادی احتظاظی، خانم رحیمی و امین فریدیان- چهار فعال سیاسی اهل همدان-، عشرت بستیجانی از حامیان مادران پارک لاله و از زنان خیر و نیکوکار تهران و دختر وی مهسا رضایی و مهدی معتمدی مهر و محمد باقر علوی از اعضای نهضت آزادی ایران.
2) محمد مظفری برای تحمل شش سال و سه ماه و یک روز حبس به زندان اوین منتقل شد.
3) حسن بهزادیان نژاد به 30 ملیون ریال جریمه بدل از حبس و ۱۰ ضربه شلاق، میرطاهر موسوی- استاد دانشگاه و نماینده اسبق مجلس شورای اسلامی- به پنج سال حبس تعزیری در بلوچستان و ده سال تبعید، محمد سیف‌زاده، وکیل دادگستری و عضو شورای عالی نظارت کانون مدافعان حقوق بشر که نزدیک به دوسال است در زندان بسر می برد، به خاطر نوشتن نامه ای خطاب به سید محمد خاتمی به شش سال حبس، حسام (الدین) قربانی- فعال دانشجویی- به بیست ضربه شلاق و پرداخت ۳۵۰هزار تومان جزای نقدی و مصطفی فقه- شهروند مهابادی- به چهار سال حبس محکوم شدند.
4) محمد پارسی، محسن قشقایی، احمدرضا احمدی، اکبر امینی و پژمان ظفرمند به دادگاه انقلاب، ماموستا عبدالسلام گلنواز- یکی از ائمه جماعت اهل تسنن به دادگاه ویژه روحانیت تبریز احضار شدند. همچنین مصطفی تاج زاده، عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی که دوران محکومیت خود را در زندان می گذراند، بار دیگر برای اتهامی جدید به بازپرسی دادسرای اوین احضار شد.
5) وضعیت برخی زندانیان سیاسی- عقیدتی همچنان نامناسب گزارش می شود که در این خصوص می توان به فشارهای مضاعف و غیر قانونی به اعزام درمانی مهدی خدایی زندانی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین اشاره کرد که با مخالفت دادستان تهران مواجه شد.
6) مهدی خزعلی، زندانی سیاسی کماکان در اعتصاب غذا بسر می برد و به شدت بیمار و محتاج درمان است. میر طاهر موسوی، استاد دانشگاه نیز که در زندان بسر می برد در اعتراض به عملکرد و سیاست های اتخاذ شده توسط نیروهای امنیتی، دست به اعتصاب دارو زد. همچنین هاشم شعبانی‌نژاد، هادی راشدی، محمدعلی عموری‌نژاد، جابر و مختار آلبوشوکه، شهروندان اهوازی محکوم به اعدام و رحمان عساکره که به ۲۰ سال حبس محکوم شده است در اعتراض به شرایط خود، دست به اعتصاب غذا زدند.
7) انتقال ضیا نبوی که دوران محکومیت خود را در زندان می گذراند، به زندان انفرادی اداره اطلاعات اهواز منتقل شد.
8) وثیقه بیست میلیون تومانی مسعود نور محمدی از متهمان حوادث پس از انتخابات سال 1388 که از ايران خارج شده است، توقيف شد.
ب- وضعیت فعالان فرهنگی، کتاب و مطبوعات، نویسندگان و روزنامه نگاران
1) در این ماه علاوه بر فعالان سیاسی و دگر اندیش که در بند "الف" نامشان قید شد، تعداد 9 نفر از فعالان فرهنگی، نویسندگان و روزنامه نگاران نیز بازداشت شدند که برخی پس از چند روز با وثیقه آزاد شدند. بازداشت شدگان عبارتند از: محمد جواد روح، احسان مازندرانی، مسعود کردپو، خسرو کردپور،علیرضا آقایی راد و قاسم احمدی- شش روزنامه نگار- و کیهان عزیزی و داوود غفاری دو فعال فرهنگی- ادبی و محمدمهدی امامی ناصری- مدیرمسوول روزنامه مغرب-.
2) عباس درویش توانگر، روزنامه نگار بازجویی شد. محمد نوری زاد، مستندساز و نویسنده به دادگاه احضار شد.
3) هیئت نظارت بر مطبوعات، مجوز انتشار روزنامه "مغرب" را لغو کرد.
4) از برگزاری كنسرت شبانه و جشنواره "ورزش و تفریح" در بوشهر ممانعت به عمل آمد. همچنین با حضور "فاطمه معتمد آریا"، سینماگر در بوشهر و برگزاری نشست با فیلم سازان این شهر مخالفت شد.
5) گذرنامهٔ کامبوزیا پرتوی و مریم مقدم، دو سینماگر ایرانی، پس از شرکت در جشنواره سینمایی برلین و هنگام ورود به کشور توقیف و آنان ممنوع الخروج شدند.
پ- سایر موارد نقض حقوق بشر
1) در ماه اسفند تعداد 14 نفراعدام شده اند: سرپرست دادگاه عمومی بخش ترکمانچای از اعدام دو نفر در این شهر خبر داد. این مقام قضایی اتهام این افراد را قتل عنوان کرد. دادستان عمومی و انقلاب ساری از اعدام یک نفر خبر داد. این مقام قضایی اتهام این فرد را حمل و نگهداری مواد مخدر اعلام کرد. (ل .ج)، (ن.ش)، (ع .ن)، (ح.الف)، (پ.م)، (ح.الف)، (ع.م) و (ع.ت) در شیراز و (ر- خ) در سمنان اعدام شدند. رسانه های وابسته به دولت ایران از جمله خبرگزاری مهر، اتهام این افراد را حمل و نگهداری مواد مخدر اعلام کردند. (س-ج)، (ش- ر)، (ک- ا) و (ی- ب) در گچساران اعدام شدند. رسانه های وابسته به دولت ایران اتهام این افراد را تجاوز به عنف اعلام کردند.
2) از تدریس محمد ضیمران و احسان شریعتی در دانشگاه آزاد- واحد علوم و تحقیقات- حصارک جلوگیری به عمل آمد. همچنین سید جاوید آل داود، رئیس هیات مدیره انجمن حمایت از حیوانات به علت ارائه یک پایان نامه دانشگاهی و همچنین مصاحبه با رسانه های داخلی و خارجی، به سه ماه انفصال از خدمت محکوم شد.
3) پیام شکیبا از ادامه تحصیل درمقطع کارشناسی ارشد محروم شد. سیداحمد حسینی از دانشگاه اخراج شد.
4) جمع زیادی از پزشکان وابسته به جریان منتقد نظام برای شرکت در ششمین انتخابات سازمان نظام پزشکی رد صلاحیت شدند.
5) نيروهای حراست دانشگاه آزاد شهرکرد، کليه وسايل دفتر انجمن اسلامی دانشجويان این دانشگاه را ضبط و دفتر اين تشکل دانشجويی را تصرف کردند.
6) قطع "وی پی ان" و پایین آوردن سرعت اینترنت به منظور ایجاد محدودیت برای دسترسی به اینترنت در این ماه بسیار چشم گیر و گسترده بود.
7) مقام های حکومت ایران از تشکیل هرگونه جلسه و گردهمایی به منظور بزرگداشت هشت مارس، (روز زن) ممانعت به عمل آوردند.
بخش دوم – حقوق اقتصادی و اجتماعی
1) وضعیت اقتصادی در ایران همچنان نامناسب گزارش می شود. گزارش های رسمی حکایت از آن دارد که هزینه یك زندگی عادی ۶ برابر حداقل مزد كارگران است؛ یعنی در بهمن‌ماه سال جاری حداقل هزینه یک خانواده چهار نفره بالغ بر ۲۵ میلیون ریال بوده است. این در حالی است که رئیس کمیسیون بهداشت و درمان مجلس گفت که وزارت بهداشت با کسری بی‌سابقه ۴۵۰۰ میلیارد تومانی رو به رو است.
2) در خصوص وضعیت کارگران نیز می توان به موارد زیر اشاره کرد: دو هزار و ۳۰۰ کارگر کارخانه‌های نورد لوله صفا و پروفیل ساوه در سه ماه گذشته حقوقی دریافت نکرده‌اند. معوقات حقوقی حدود ۱۵۰۰ کارگر شرکت صنعتی دریایی ایران (صدرا) در چهار ماهه گذشته پرداخت نشده است. تعدادی از کارگران کارخانه قند و تصفیه شکر اهواز حدود ۲۶ ماه است که حقوقی دریافت نکرده اند.
3) یک مقام کارفرمایی از خودسوزی یک کارگر معدن در استان اصفهان خبر داد. روزنامه خراسان نیز خبر داد که یک زن جوان حدودا ۳۵ ساله کارتن خواب در پارک باغ آلو در مشهد بر اثر سرما جان باخت.
4)علی آزادی، وفا قادری، خالد حسینی، بهزاد فرج‌اللهی و حامد محمود نژاد، ۵ فعال کارگری و عضو کمیته‌ هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌ های کارگری و شریف ساعد پناه از اعضای هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران بازداشت شدند.
5) مقام های قضایی به محمد جراحی، فعال کارگری با توجه به تشخیص قطعی بیماری سرطان بدخیم اجازه بستری و مداوا ندادند.
6) مسئولان "مدرسه‌ی فاطمه زهرا" در شهرستان مریوان از دانش‌آموزان مبلغ صد هزار تومان وجه نقد مطالبه کرده اند اما تعدادی از دانش‌آموزان به دلیل بی‌بضاعتی و عدم پرداخت وجه مطالبه شده توسط اداره‌ آموزش و پرورش از ادامه تحصیل محروم شدند.
7) وزیر آموزش و پرورش از پرداخت نشدن پاداش پایان خدمت 25 هزار بازنشسته فرهنگی خبر داد.
بخش سوم- میراث فرهنگی و محیط زیست
اخبار منتشر شده از میراث فرهنگی و محیط زیست در اسفند ماه نیز همچنان نشان از نامناسب بودن وضعیت این حوزه دارد.
1) آمارها نشان می‌دهد که روند تخریب جنگل‌های ایران طی سال های اخیر به اندازه‌ای بالا بوده که سطح آنها از 3.9 میلیون هکتار به 1.8 میلیون هکتار رسیده است.
2) خاک ایران به اسم صادرات غیرنفتی به فروش می رسد.
خاتمه
در پایان این گزارش ماهانه، توجه مسئولان دولت جمهوری اسلامی ایران را به این نکته جلب می کنم که باید با گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد همکاری کرده و به او اجازه ورود به ایران را دهند. همچنین در صورت سفر، سلامت و امنیت او را تضمین کنند. در ضمن نماینده مؤدب تری که با موازین حقوق بین الملل و به خصوص ضوابط حقوق بشر آشنا باشد را برای حضور در جلسات شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، تعیین کنند.
شیرین عبادی
مدافع حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل 2003
اول فروردین 1392
توضیح: علاقه مندان می توانند برای کسب اطلاعات بیشر در خصوص این گزارش به سایت ها و خبرگزاری های زیر مراجعه کنند: خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، خبرگزاری رسمی ایران (ایرنا)، خبرگزاری کار ایران (ایلنا)، خبرگزاری فارس، خبرگزاری مهر و باشگاه خبرنگاران جوان و سایت های کانون مدافعان حقوق بشر، جرس، الف، کمیته گزارشگران حقوق بشر، ندای آزادی، بازتاب، هرانا، قانون، کلمه، محبت نیوز، سنی آنلاین، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، مجذوبان نور، ملی- مذهبی، موکریان، ندای سبز آزادی، رادیو زمانه، رادیو فردا و بی بی سی.



Wednesday, March 6, 2013

مادر ستار بهشتی: به پرونده فرزندم رسیدگی نشود در مقابل دادگاه خودکشی می‌کنم


مادر ستار بهشتی با استمداد از سازمان ملل گفت: “اعلام می کنم اگر به خواسته ما توجه نکنند؛ من مقابل دادگاه خودم را خواهم کشت.”
گوهر عشقی در گفت و گو با سحام نیوز از سازمان ملل و از تمام نهادهای حقوق بشری خواست تا در مورد پرونده فرزندش اعمال نظر کنند تا مبادا ستار دیگری در دست برخی از ماموران روانی و از مسئولان سهل انگار دست برود.
وی در ادامه با اشاره به کندشدن روند رسیدگی به پرونده فرزندش این رویکرد را غیرمنطقی توصیف کرد و گفت: متاسفانه تا کنون خبری از رسیدگی به پرونده ستار نیست. قرار بوده بعد از چهلم به پرونده فرزندم رسیدگی کنند، اما الان می گویند شش ماه طول خواهد کشید.
به اعتقاد مادر ستار بهشتی باوجود قول مساعد برخی ازمسئولان نظیر علی مطهری نماینده مجلس نهم، هنوز کار موثری در رابطه با پرونده فرزندش صورت نگرفته است و تعلل بازپرسی در عدم رسیدگی به پرونده و ارسال آن به دادگاه پذیرفتنی نیست.
او در ادامه از حضور بازپرس پرونده در منزلش و طرح مسئله انحصار وراثت فرزندش برای ادامه روند قانونی درمورد مرگ ستار بهشتی توسط بازپرس، عنوان کرد: برای من جای تعجب داشت با وجود وکیل مورد اعتماد ما، بازپرس به جای دیدار با وکیل شخصا به دیدار من آمد و ادعاهایی درباره وکالت اولیای دم به خانم پورفاضل و مسئله انحصار وراثت برای ستار کرد که نشان از تعلل غیرمنطقی مسئولان پرونده دارد.
ستار به جز مادر و پدرش کسی را ندشت نه همسری و نه فرزندی. از سوی دیگر گفتند که ما وکالت وکیل مورد نظر شما را قبول نداریم در حالی که کار خانم پورفاضل مورد رضایت ما بود. ادعا کردند چون پدر ایشان بیمار است وکالت شان مورد قبول دادگاه نیست. این در حالی است که دلیل اصلی سکته و در ادامه بیماری های روحی پدر ستار، قتل ناجوانمردانه فرزندش بود.
مادر ستار بهشتی افزود: نمی دانم چرا می خواهند با پیچیده ترکردن پرونده آن را مشمول مرور زمان کنند من نسبت به این برخوردها نگران و ناراحتم. تصور میکردم پس از اینکه پذیرفتند فرزندم زیر شکنجه کشته شده حداقل به پرونده او رسیدگی می کنند. اما متاسفانه دلیل این رفتارها را نمی توانم درک کنم.
گوهر عشقی در ادامه با اشاره به اینکه از سوی نیروهای امنیتی در مورد مصاحبه با رسانه های خارج از کشور تهدید می شوند گفت: مرتب به ما می گویند مصاحبه نکنید کسانی که خارج از کشور هستند قرار نیست برای شما کاری انجام دهند آن ها فقط برای منافعشان با شما مصاحبه می کنند من هم یک مدتی سکوت کردم ولی دیگر از پا نمی نشینم و سکوت نخواهم کرد.
وی افزود: به من می گویند تو سیاسی شده ای درحالی که من سیاسی نشده ام. شما به ما قبر ما قبر نشان دادید، شما ما را در مراسم چهلم فرزندم کتک زدید، وقتی از پله های دادگاه بالا می رفتم، سرم به کاشی ها خورد، شما خودتان مرا هل دادید.
مادر ستار بهشتی در ادامه با تکذیب هرگون کمک مالی از سوی دولت و… یادآور شد: ما تاکنون حتی یک ریال هم دریافت نکرده ایم.خون فرزند من فروشی نیست.
گوهر عشقی در ادامه بااشاره به دیدارش با قاتل ستار بهشتی از زندانی شدن قاتل فرزندش خبر داد و از نهادهای حقوق بشری و سازمان ملل خواست تا درمورد ارسال پرونده فرزندش به دادگاه به حکومت ایران فشار بیاورند.
وی افزود: متاسفانه هنوز وسایل او را هم به ما تحویل نداده اند، گفتند لباس های ایشان در دادسرای آذری است اما با لب تاب ایشان هنوز کار داریم. من گفتم شما که ستار را شکنجه کردید و کشتید، دیگر چه می خواهید؟ گفتند وسایلش را تحویل می دهیم، ولی تاکنون خبری نشده.
مادر ستار بهشتی درپایان تصریح کرد: من فقط قصاص می خواهم و نه چیز دیگر، از همه نهادهای حقوق بشری، سازمان ملل و مهم تر از همه از حاکمیت ایران می خواهم تلاش کنند تا دادگاه رسیدگی به قتل ناجوانمردانه فرزندم علنی باشد و همین جا اعلام می کنم اگر به خواسته ما توجه نشود؛ من به نوبه خود مقابل دادگاه خودکشی خواهم کرد.

Monday, February 4, 2013

چرا قبل از روشن شدن دلايل فوت شیما دواتگر می خواهند او را دفن كنند؟

همانطور که می دانید یک دختر جوان ایرانی به نام شیما دواتگر١٧ساله در کمپ  پناهندگی شهرتریرآلمان به علت بیماری نامعلومی از دنیا رفت.این دختر جوان پس از اعلام پناهندگی در کمپ موقت تریر آزمایشات ابتدایی را انجام داده و آنطور که از شواهد مشخص می باشد دارای هیجگونه بیماری نبوده است و در زمانی که در کمپ موقت بوده است بارها به دکتر مراجعه کرده و از ناراحتی و تحلیل رفتن قدرت جسمانی خود ابراز درد نموده که دکترکمپ دلیل را کم تحرکی اعلام کرده (تمام نوشته بر اساس گفته های دايي ایشان می باشد) روز 5 شنبه آنها را به کمپ دائم می فرستند و روز جمعه 18.01.2013 با ابراز ناراحتی شدید به بیمارستان "مادر" فرستاده می شود که در آنجا ابتدا تشخیص ناراحتی خونی می دهند و برای ادامه مداوا و تشخیص بهتر به بیمارستان "برادر" اعزام می شود و در آن بیمارستان تشخیص می دهند که خونش باید سریع عوض شود ودرمان شروع می شود كه فرداي آن روز متاسفانه جان خود را از دست می دهد . پس از آن به مدت کوتاهی رستوران کمپ موقت را تعطیل و دلیل را وجود ویروس قید می کنند ولی مجددا سریعا آن را بازگشائی می نمایند. روز 2 شنبه 21.01.2013 دوباره از پناهجو ها می خواهند که روز 3 شنبه برای آزمایش خون مراجعه کنند. از قرار معلوم روز 3 شنبه 22.01.2013 جسد شیما را کالبدشکافی کرده تا علت مرگ را کاملا مشخص کنند.
طبق اولین گزارشی که در وبلاگ در تاریخ سه‌شنبه ۲۲ ژانویهٔ ۲۰۱۳ منتشر کردیم که چنانچه اطلاعات کاملتری در این باره و علت مرگ بدست بیاوریم متعاقبا اعلام خواهیم کرد که در گزارش دوم در وبلاگ نوشتیم که طبق خبرهای رسیده گویا قرار است که روز سه شنبه 05.02.2013 مراسم تشیع جنازه شیما دواتگر باشد اما  پس از کالبدشکافی همچنان علت مرگ برای ما و دايي شيما نامعلوم است. حال سوال اين جا است چرا قبل از اعلام نظر پزشك قانونی و روشن شدن دلايل فوت، او را می خواهند دفن كنند؟
از طرف ديگر بنا بر اطلاعاتی كه به دايی او داده شده پرونده با نظر نهايی پزشك قانونی جهت رسيدگی به دادگاه فرستاده شده است اما مسئله اصلی اين است كه احدی به هيچ وجه به دايی شيما دليل و يا دلايل مرگ را اعلام نكرده و نمی كند. تنها كاری كه می خواهند انجام دهند آن است كه بهدلیل عدم بضاعت مالی وی يك وكيل دولتی برای ايشان بگيرند تا به قضيه رسيدگی كند.
سؤال ديگر اين است كه چرا اين مسئله تا به حال در رسانه های آلمان انعكاس پيدا نكرده است و یا لااقل من هنوز دراینترنت مطلبی در باره فوت شیما دواتگر نتوانسته ام پیدا کنم.

مهدی خزعلی درخواست پدرش برای اعلام برائت از موسوی و کروبی را رد کرد


چکیده :بیش از سه ماه است که مهدی خزعلی در بازداشت هستند و به جز دو هفته اول که دو جلسه بازجویی داشتند دیگر هیچ بازجویی ای نداشته اند. بازجو (مامور اطلاعات) چندین بار گفته است که ما با ایشان دیگر کاری نداریم و پرونده دست قوه قضائیه است و از طرفی قوه قضائیه می گوید دست ما نیست، دست وزارت اطلاعات است. تا به حال هیچ گونه اتهامی به خودشان و یا به ما اعلام نشده است....

کلمه-زهرا صدر: فرزند مهدی خزعلی، زندانی سیاسی که بیش از سی و شش روز است که در بند امنیتی ۲۰۹ در اعتصاب غذای تر به سر می برد می گوید: بیش از سه ماه است که ایشان در بازداشت هستند و به جز دو هفته اول که دو جلسه بازجویی داشتند دیگر هیچ بازجویی ای نداشته اند. بازجو (مامور اطلاعات) چندین بار گفته است که ما با ایشان دیگر کاری نداریم و پرونده دست قوه قضائیه است و از طرفی قوه قضائیه می گوید دست ما نیست، دست وزارت اطلاعات است. تا به حال هیچ گونه اتهامی به خودشان و یا به ما اعلام نشده است.
حدود دو هفته ی پیش کلمه خبر داده بود که آیت الله ابوالقاسم خزعلی به همراه همسر و دخترش با فرزند زندانی خود مهدی خزعلی در زندان اوین دیدار کردند. و حالا فرزند مهدی خزعلی می گوید که آیت الله خزعلی از پسرش خواسته که از میرحسین و کروبی و جنبش سبز مردم ایران اعلام برائت کند تا آزاد شود. درخواستی که ظاهرا مورد پذیرش فرزند زندانی قرار نگرفته، زیرا وی همچنان در زندان و در اعتصاب غذای اعتراضی خود به سر می  برد.
مهدی خزعلی متولد ۱۳۴۴ در قم، پزشک متخصّص چشم پزشکی، فرزند آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی، مدیر انتشارات حیّان و بنیان‌گذار مؤسّسه فرهنگی انتشاراتی اباصالح است. او که تاکنون شش بار بازداشت شده است، نهم آبانماه سالجاری در جلسه سرای اهل قلم که بمنظور سالگرد تسخیر سفارت امریکا برگزار شده بود بازداشت و تاکنون در بازداشت بسر می برد. وی نزدیک به دو ماه است که به انفرادی بازگردانده شده است.
گفت و گوی کلمه با فرزند مهدی خزعلی را با هم می خوانیم:
آخرین خبری که از پدر دارید چیست؟
آخرین ملاقاتی که با ایشان داشتیم هفته پیش بود که به شدت نحیف شده بودند و توان راه رفتن هم به خوبی نداشتند.
آیا همچنان در اعتصاب غذا هستند؟
بله. در تماس اخیری که داشتند، گفتند که همچنان در اعتصاب غذا هستند، در این سی و شش روز، بیش از بیست کیلو از وزن خود را از دست داده اند. و گرچه از لحاظ روحی همچنان مثل همیشه قوی بودند اما از لحاظ جسمی به شدت ضعیف شده بودند. تا به حال پدر را آنقدر نحیف و تکیده ندیده بودیم.
خبر دارید که ایشان تحت نظر پزشک هستند یا خیر؟
اصلا رسیدگی به ایشان وجود ندارد. نه به بهداری می برند و نه رسیدگی پزشکی می کنند. پدر ما را در سلولی انداخته اند و کاری با وی ندارند و حتی برای غذا دادن هم در سلول را باز نمی کنند.
پس بازجویی ندارند، خب چه دلیلی را برای نگهداشتن عنوان کرده اند؟
خیر هیچ بازجویی ندارند. الان بیش از سه ماه است که ایشان در بازداشت هستند و به جز دو هفته اول که دو جلسه بازجویی داشتند دیگر هیچ بازجویی ای نداشته اند. بازجو (مامور اطلاعات) چندین بار گفته است که ما با ایشان دیگر کاری نداریم و پرونده دست قوه قضائیه است و از طرفی قوه قضائیه می گوید دست ما نیست، دست وزارت اطلاعات است. تا به حال هیچ گونه اتهامی به خودشان و یا به ما اعلام نشده است.
از ملاقات آیت الله خزعلی با مهدی خزعلی بگویید.
در این ملاقات که پدرم با پدر بزرگم داشتند و در مقابل دوربین ها هم بوده، پدربزرگم از پدر خواسته اند که از آقایان موسوی و کروبی و جنبش سبز اعلام برائت کنند و پدر را نصیحت کرده اند.
پیش از این گفته شده بود که بر خانواده ی شما فشارها زیاد شده، آیا این فشارها همچنان وجود دارد؟
بله برای سه نفر از اعضای خانواده (همسر، دختر و پسر مهدی خزعلی) پرونده درست کرده اند. چند روز پیش محمد صالح را چندین ساعت در وزارت اطلاعات بازجویی و تهدید کرده اند.
بازجویی و تهدید در باره ی چی؟
بازجویی درمورد خبرهایی که منتشر شده بود و تهدید کردند که نباید مصاحبه ای انجام شود. محمدصالح را احضار کرده اند به وزارت اطلاعات.
برای این احضار چه دلیلی آوردند؟
در ظاهر که خبرهایی بود که در رسانه ها به خصوص کلمه و روز آنلاین منتشر شده بود و در آخر هم اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی وارد کردند که او تاکید کرده که “من معتقد به نظام و ولایت فقیه هستم و این اتهامات را قبول ندارم”. طی این مدت هیچ ابلاغی به پدر منوط بر تمدید بازداشت موقت نشده و حتی از دادن کاعذ و خودکار به پدر برای اعتراض به بازداشت خودداری میکنند.همین شده که بیش از دوماه است که مهدی خزعلی بدون هیچ گونه حکم قانونی بازداشت هستند و ما بسیار نگران وضعیت ایشان هستیم.

Thursday, January 17, 2013

عدالت در دادگاه تبریز محکوم شد


حکم بیست تن از امدادگران کمپ سرند که یکم شهریور ماه سال جاری توسط پلیس امنیت و اطلاعات تبریز در روستای زلزله زده‌ی سرند دستگیر شده بودند صادر شد. امدادگران در مجموع به هجده سال و سه ماه حبس محکوم شدند.
بر اساس حکم صادره از سوی شعبه‌ی یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر، حمیدرضا مسیبیان به دو سال و شش ماه حبس تعزیزی، بهروز علوی به دو سال و سه ماه حبس تعزیزی، واحد خلوصی به دو سال حبس تعزیزی، سید حسین رونقی ملکی به دو سال حبس تعزیزی، بهرام شجاعی به دو سال حبس تعزیزی؛ فرید روحانی، سید حسن رونقی ملکی، شایان وحدتی، مسعود وفابخش، هومن طاهری، سپهر صاحبان، دانیال حسنی، علی محمدی، مرتضی اسمائیل‌پور، محمد ارجمندی راد، محمداسماییل سلمان‌پور، محمد امین صالحی، محسن صامعی، میلاد پناهی پور و امیر روناسی هر کدام به شش ماه حبس تعزیزی محکوم شدند.
دادگاه این افراد، بیست و نهم آبان ماه سال جاری برگزار شده بود. اتهامات مشترک امدادگران، مشارکت در اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور، مشارکت در تهدید علیه بهداشت عمومی و مشارکت در تمرد نسبت به مامور انتظامی عنوان شده بود.
بنا به گزارش سایت کلمه، حکم صادره برای تمام امدادگران، مشارکت در اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور عنوان شده است.
احضاریه‌های نوید خانجانی، از دیگر متهمین کمپ سرند، که پس از دستگیری، برای اجرای حکم ۱۲ سال حبس تعذیری به زندان رجائی‌شهر منتقل شد، طی ماه‌های گذشته به زندان رجائی‌شهر فرستاده شد اما دادستانی تهران با انتقال وی به تبریز مخالفت به عمل آورد.
 

قصد تبلیغ وهابیت و توزیع نان کپک زده!

پیشتر و در زمان دستگیری امدادگران کمپ سرند، سرهنگ اسماعیل اسماعیل زاده، جانشین فرماندهی انتظامی آذربایجان شرقی اعلام کرده بود این گروه افرادی بودند که در مناطق زلزله زده به تبلیغ وهابیت و شایعه پراکنی می‌پرداختند و برای رسیدن به اهدافشان لباس امدادگر پوشیده بودند.
qqsdqd55
همچنین به گزارش خبرگزاری فارس از تبریز، احمد علیرضا بیگی استاندار آذربایجان‌شرقی گفته بود: “این جریان رسانه‌ای با اعزام نفرهای خود در قالب امدادگر و توزیع اجناس تاریخ‌گذشته به نوعی علیه نظام جمهوری اسلامی تبلیغ می‌کرد که با آگاهی از این ترفند آنان دستگیر و بازداشت شدند.”
حجت‌الاسلام و المسلمین مالک اژدر شریفی نیز در گفت‌وگویی با خبرنگار حقوقی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهارکرده بود: تعدادی افراد به نام امدادرسان برای کمک‌ به مردم زلزله‌زده‌ی آذربایجان شرقی وارد این منطقه شده بودند اما چون اقلام و اجناسی که برای کمک‌رسانی همراه خود داشتند تاریخ‌ مصرف گذشته بود، و همچنین قصد توزیع نان کپک زده را بین مردم زلزله زده داشتند، بازداشت شده‌اند.
امدادگران کمپ سرند در روزهای اولیه‌ی بازداشت خود، طی نامه‌ای سرگشاده خطاب به آیت‌الله لاریجانی، ریاست قوه قضاییه عنوان داشتند: “از ابتدای حضور ما و ایجاد کمپی مستقل برای امدادرسانی به آسیب دیدگان، برخی نیروهای انتظامی و امنیتی به جای تسهیل راه‌های امدادرسانی برای این امدادگران، نسبت به این حضور انسانی موضع‌گیری و مخالفت کرده و تلاش کردند با تغییر ماهیت انسانی و خیرخواهانه این اقدامات، آن را وارونه جلوه دهند. اکنون نیز خواسته ما نه آزادی خودمان و یا پرداختن به وضعیت بهداشتی و درمانی خود، بلکه ادامه‌ی روند امدادرسانی در بهترین شرایط به مردم آسیب دیده از زلزله و حتی الامکان اعاده‌ی وضعیت معیشتی سابق ایشان است.”

Wednesday, January 2, 2013

یا مرگ یا سرپناه

  • جامعه (10) / عکس: پیام برازجانی - بهار

  • فاطمه خسروی 57 ساله، متولد کرمانشاه، ساکن پیاده‌رو، بیمار. سه هفته‌ای است که این‌جا زندگی می‌کند. زندگی‌اش بیشتر شبیه فیلم است. لب که وا می‌کند بغضش می‌ترکد: به خدا آبرو دارم، به ابوالفضل گدا نیستم، بدبختم...
    چرا این‌جا زندگی می‌کنی؟ 
    جایی ندارم زندگی کنم، کجا بروم، مریض بودم آمدم بیمارستان، بستری‌ام نکردند دیگر این‌جا ماندم...
    مریضی‌ات چیست؟ چرا این بیمارستان؟ 
    به خدا نمی‌دانم اسمش چیست، فقط می‌دانم کیسه صفرایم است. این‌جا نبودم که، بیمارستان امام بودم. گفتند باید عمل شوی و همان اول هم باید ۵۰۰‌هزار تومان بدهی. نداشتم، گفتم چه‌کار کنم؟ گفتند برو بیمارستان شریعتی آن‌جا ارزان‌تر است. من هم آمدم اینجا.
    این‌جا چرا بستری نشدی، چقدر پول می‌خواستند؟ 
    اینجا همان اولش گفتند برای عمل باید یک‌میلیون و ۲۰۰‌هزار تومان بدهی. گفتم من 500‌هزار تومان نداشتم چه برسد به این همه. آخر سر گفتند ۴۰۰‌هزار تومان بده عملت می‌کنیم اما به خاطر این‌که نه پول داشتم نه همراه، قبول نکردند، گفتند باید حتما همراه داشته باشی.
    جواب رد را که شنیده آمده چند روز روبه‌روی بیمارستان روی کارتن خوابیده، بعد این چادر را از دامادش گرفته و همین‌جا مانده. شوهر دارد، او هم مریض است. چند وقت پیش سکته کرده و پزشک‌های بیمارستان امام حسین قلبش را عمل کرده‌اند، الان هم نمی‌داند کجاست.
    قبل از این بیماری‌ها کجا زندگی می‌کردید؟
    کرمان بودیم.
    کرمان چرا؟ اهل کجا هستید؟
    چرا؟ از بدبختی. ما آبعلی زندگی می‌کردیم. خادم یک مسجد شده بودیم. پولی نمی‌دادند، فقط جا بود و روزی را هم خدا می‌رساند، یعنی همسایه‌ها کمک می‌کردند. مدتی همان‌طور گذشت که یک خانواده خیری گفتند ما خانه‌ای در کرمان برایتان اجاره می‌کنیم، بروید آن‌جا خرج زندگی ارزان‌تر است. خدا خیرشان بدهد رفتیم کرمان. نمی‌شد آن‌جا زندگی کرد، نه کاری به ما می‌دادند نه کسی کمک می‌کرد، مجبور شدیم برگردیم و همین که به تهران آمدیم مریضی‌های خودم و شوهرم شروع شد.
    قبل از آبعلی کجا زندگی می‌کردید؟ همان کرمانشاه بودید؟ 
    نه پسرم، کرمانشاه کجا بود. همان زمان جنگ از آن‌جا فرار کردیم آمدیم تهران. 16، 17 سال در بلوار کشاورز زندگی کردیم. یک جایی بود که شوهرخواهرم داده بود. چهار، پنج اتاق بود که چهار خانواده آن‌جا زندگی می‌کردیم. می‌گفتند قدیم مال ساواکی‌ها بوده. بعد از آن همه سال یکهو گفتند یا باید پول بدهید و این‌جا را بخرید یا باید بروید، ما هم که نداشتیم.
    الان شوهرت کجا است؟ 
    به خدا نمی‌دانم، او هم هر شب یک جا می‌رود، به خاطر عملش نمی‌تواند این‌جا بماند. مرد خانواده‌دوستی است، حیا دارد، شرف دارد، نه این‌که من را ول کرده باشد، اما چاره‌ای ندارد.
    پسر، دختر، بچه‌ای ندارید؟ 
    چرا پسرم، چرا ندارم.
    دوباره می‌زند زیر گریه. می‌گوید باعث بدبختی و طلاق دخترش او و شوهرش بوده‌اند. انگار بعد از این‌که آن‌ها بی‌خانمان می‌شوند، دامادش می‌گوید شما مایه آبروریزی هستید و زنش را طلاق می‌دهد و با بچه‌هایش رها می‌کند. الان یک خانواده خیّر، اتاقی پایین میدان فردوسی برای دخترش اجاره کرده‌اند. یک اتاق برای او و دو بچه‌اش و برادرش.
    پسرت چرا با آن‌ها زندگی می‌کند؟ چه کاره است؟ 
    او هم بدبخت شد. پسر به آن نازنینی، ورزشکار بود. هم کار می‌کرد هم در ورزش رزمی می‌خواست مربی شود. کمربند سیاهش را داشت می‌گرفت. تا این‌که سر کار دستش زیر اره رفت. نجاری کار می‌کرد. همان‌جا برده بودنش یک درمانگاه، بد برایش عمل کردند، کاش انگشت‌هاش قطع می‌شد و این‌طور نمی‌شد. الان همین‌طور انگشت‌هاش آویزان هستند. نه کار می‌تواند بکند نه ورزش، افسرده شده و گوشه خانه خواهرش افتاده است.
    حالا تا کی می‌خواهی این‌جا تنها بمانی؟
    به خدا نمی‌دانم، نمی‌دانم کجا بروم، همین دیروز رفتم فشارم را بگیرم، به خودم نگفتند چند است. خانم دکتر دزدکی به بغل دستی‌اش گفت فشارش ۱۹ است. یک قرص داد گفت زیر زبانت بنداز بعد برو پرونده تشکیل بده، باید یک کارهایی روی قلبت بکنیم. گفتم چقدر پول می‌خواهد، گفت ۳۲‌هزار تومان، آمدم بیرون تا همین جا با بدبختی‌هایم بمیرم.
    دوست‌ داری چه اتفاقی برایت بیفتد مادر؟
    نمی‌دانم، یا بمیرم یا سرپناهی ‌گیر بیاوریم که دوباره دور هم جمع شویم. 
    ***
    مدارک پزشکی‌اش را نشان می‌دهد، هم بیمارستان امام هست هم بیمارستان شریعتی. به امید هیچ این‌جا مانده. یک چادر دونفره، وسطش تخته‌ای با ارتفاع 10سانت هست که زیرش را آب گرفته. چند پتو هم روی هم افتاده، کیسه دارو و یک شیشه خالی دلستر با یک گاز پیک نیکی و چند کارتن بقیه دارایی‌اش است. تمام مدتی که این‌جا بوده با کمک مردم زنده مانده.
    دوباره بغضش می‌ترکد: به خدا قسم بعضی روزها دو روز تمام را با یک بسته بیسکوییت سر می‌کنم. اول‌هایی که آمده بودم هیچ چیز نداشتم. دو روز را گرسنه ماندم، فقط آب خوردم. رویم نمی‌شد جلوی کسی دست دراز کنم. آخر سر حاج آقایی آمد سر وقتم. مال همین نهاد رهبری همین جا بود. خدا خیرش بدهد. او هر روز از اداره‌شان میوه‌ای چیزی می‌آورد، بعد کمی قند و چای برایم آورد. یک روز التماسش کردم یک بلیت کرمان برایم بگیرد، آن‌جا برای خانه‌ای کار کرده بودم می‌خواستم بروم پول از آن‌ها بگیرم، قسم خورد که پولی برای این کار ندارد.
    مددکاری بیمارستان رفته‌اید؟ آن‌جا کمکی نمی‌کنند؟
    رفتم، این همه التماس‌شان کردم یک بلیت برای من بگیرند. گفتم اصلا پول به من ندهید، بلیت را بگیرید و بدهید که بتوانم بروم، قبول نکردند.
    ***
    خانمی تقریبا ۴۰ ساله پشت میز مدیریت مرکز مددکاری بیمارستان نشسته است. تند‌تند کار مراجعه‌‌ها کننده‌ها را راه می‌اندازد. تقریبا همه با برگه‌هایی کپی‌شده وارد می‌شوند و آن‌جا هم برگه‌هایشان چند مهر می‌خورد و برمی‌گردند داروخانه. ظاهرا همین پروسه بخشی از پول دارو را عاید دولت می‌کند یعنی بیمار پول کمتری می‌دهد.
    می‌پرسم تا حالا چادرهای روبه‌روی بیمارستان را دیده است؟ می‌دانید که چند نفر آن‌جا زندگی می‌کنند؟ از بالای عینک براندازی می‌کند و می‌گوید از همه چیز خبر دارد.
    چه کسی مسئول مرگ و زندگی این‌هاست؟ اگر اتفاقی برای آن‌ها بیفتد چه کسی پاسخگو است؟
    نمی‌دانم چه کسی مسئول است، فقط می‌دانم مسئولیت‌شان با بیمارستان نیست.
    بعضی از آن‌ها همراه بیمار یا خود بیمار هستند، آن‌ها هم ارتباطی با شما ندارند؟
    نه، هرکس همراه بیمار باشد و بیاید ما برگه می‌دهیم که بروند هتل کمیته امداد، خودشان نمی‌خواهند بروند، این برایشان فرهنگ شده که جلوی بیمارستان چادر بزنند و بمانند. بیمار هم که اصلا. هیچ بیماری روی زمین نمی‌ماند.
    می‌گویند مسافرخانه‌ای که معرفی کرده‌اید، بسیار بد و کثیف بوده و قابل ماندن نیست.
    یعنی از توی چادر هم بدتر و کثیف‌‌تر و سرد‌تر است؟ نخیر آقا این‌طوری نیست. اتفاقا مسافرخانه‌های خوبی هستند. اصلا چنین چیزی نیست اگر کثیف و بد باشد کمیته امداد سریع قراردادش را با آن‌ها لغو می‌کند. اصلا اگر بیمارستان نگذارد از سرویس‌های بهداشتی استفاده کنند چه کار می‌کنند؟ این‌ها فقط این فرهنگ را پیدا کرده‌اند که جلوی بیمارستان بمانند.
    چه فرهنگی در سرمای زیر صفر درجه می‌ماند؟ 
    از خودشان سوال کنید. اگر شهرداری اجازه ندهد این کار را بکنند، مجبور می‌شوند از جاهای دیگر استفاده کنند.
    اگر اتفاقی برای این‌ها بیفتد، مسئولیتش با کجا‌ست؟
    با شهرداری، شهرداری اگر اجازه ندهد این‌ها این‌جا بمانند، کسی نمی‌ماند و برای کسی اتفاقی نمی‌افتد.
    درمورد کسانی که بیمار این بیمارستان هستند چطور؟ مثلا خانم فاطمه خسروی.
    اصلا چنین چیزی نیست، مگر می‌شود، بیاید بیمارستان و به خاطر بی‌پولی عملش نکنند. بعد حالا پول نداشته، می‌ماند جلوی بیمارستان که چه بشود؟ مثلا امامزاده است این‌جا که پول گیرش بیاید و عمل شود؟ نه آقا این همان مسئله تکدی‌گری است که می‌گویم.
    ***
    بحث همین‌طور ادامه پیدا می‌کند و این مسئول مددکاری بیمارستان سخت معتقد است منشاء این رفتار تکدی‌گری است و این افراد فرهنگ این کار را دارند. او گداهای سر چهارراه را مثال می‌زند که در این سرما سر چهارراه‌ها می‌مانند و پولشان از پارو بالا می‌زند! اما با همه این‌هامعتقد است مسئولیت هر اتفاقی که برای این‌ها بیفتد با شهرداری است چون اجازه می‌دهد آن‌جا بمانند. این مددکار اعتقاد دارد اگر بیمارستان درها را به روی این افراد ببندد و نگذارد از سرویس‌های بهداشتی و سایر سرویس‌های بیمارستان سوءاستفاده کنند، آن‌جا نمی‌مانند.
    ** *
    مسئله برای رییس بیمارستان هم چندان غیرطبیعی نیست. در راهرو دفترش سراغش می‌روم. می‌گوید؛ چی؟ دم دری‌ها؟ من در راه انداختن همین بیمارهایم مانده‌ام، چهار قران پول برای آن‌ها نداریم حالا بیایم برای بیرون بیمارستانی‌ها هم به فکر سرپناه و گرمخانه باشم!
    او بهزیستی، شهرداری و معاونت اجتماعی استانداری را متولی اِسکان این افراد می‌داند و به شوخی می‌گوید بروید از همان‌ها که می‌گیرند و می‌برند و می‌خورند و کسی هم متوجه نمی‌شود، برای این‌ها سرپناه بگیرید.
    دکتر …... درباره بیمارهای بیمارستان هم که همانجا ساکنند، می‌گوید اگر وضعیت‌شان اورژانسی باشد بدون پول هم پذیرش‌شان می‌کنیم، در غیراینصورت نه. البته از نظر او عمل کیسه صفرا اورژانسی نیست.
    با این تفاسیر ننه فاطمه باید همین جا بماند. بماند تا معجزه‌ای شود، سرپناهی پیدا کند یا شبی از شب‌ها سرما جانش را راحت کند.

جلسه ویژه دولت برای اجرای فاز دوم هدفمندی/ نان و بنزین گران می‌شود؟

خبرهای رسیده از راهروهای دولت حکایت از آن دارد که رئیس‌جمهور وزرای اقتصادی و اعضای کارگروه کنترل بازار را گردهم جمع کرده و نوعی آماده‌باش برای اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه‌ها داده است.
به گزارش خبرنگار مهر، محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری دوشنبه هفته جاری وزرای اقتصادی کابینه را به همراه اعضای کارگروه کنترل بازار و مسئولان ذخیره‌سازی کالا را گردهم جمع کرده و از برنامه اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه‌ها در آینده‌ای نه چندان دور سخن گفته است.
خبرهای رسیده از این جلسه ویژه حکایت از آن دارد که رئیس‌جمهوری گزارشی از آخرین وضعیت موجودی کالاهای اساسی کشور را به همراه آخرین گزارش از ذخیره‌سازی گندم و آرد از مسئولان طلب کرده تا بر مبنای آن، زمان اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه‌ها را معین کند.
بر این اساس، تب و تابی میان اعضای کابینه اقتصادی دولت در حال انجام است و خبرها حکایت از آن دارد که در مورد نرخ برخی از کالاها از جمله نان و بنزین نیز در این جلسه بحث و بررسی صورت گرفته است.
این در شرایطی است که علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی در پی تاخیر رئیس جمهوری، قانون ممنوعیت اجرای فاز دوم قانون هدفمندی یارانه‌ها تا پایان سال جاری را ابلاغ کرده است.
پیش از این نیز، رئیس‌جمهور در آخرین مصاحبه تلویزیونی خود، زمزمه اجرای فاز دوم هفدمندی یارانه ها و 5 برابر شدن یارانه نقدی را تلویحا اعلام کرده است.
در همین حال، برخی نمایندگان سرشناس مجلس گفته بودند که اگر دولت بخواهد یارانه ها را 5 برابر کند، در آن شرایط بنزین باید 5000 هزار تومان و نان باید 1500 تومان شود.