Friday, November 4, 2011

آقای خامنه ای! دست ما پُرتر است

یکی از ویژگی های سران جمهوری اسلامی استفاده از سیاست «تهاجمی» و به راه انداختن «هوچیگری» و «جنجال سازی» است. در این زمینه اینان با سوء استفاده از اعتقادات دینی مردم، حس میهن پرستی ایرانیان و انواع و اقسام حیله ها و نیرنگ ها سعی می کنند به جای «پاسخگویی» به «اتهامات» خود، با طرح سوال های تهاجمی و پاک کردن صورت مساله به جای حل آن، حمله کنند.

جریان افراط گرایی اسلامی در دوران معاصر در کشور ما با جریان فداییان اسلام و نواب صفوی خود را نمایان ساخت. رهبر جمهوری اسلامی بارها الگوی خود در جوانی را «نواب صفوی» معرفی کرده است. این جریان اسلامی/تروریستی بارها در دوران پهلوی دست به اقدامات تروریستی زد. ترورهایی نظیر ترور حاجعلی رزم آرا،ع بدالحسین هژیر و حسنعلی منصور. الگوی فکری مسئولان جمهوری اسلامی نیز یک الگوی افراط گرا و تروریستی مانند فداییان اسلام بوده است. در حادثه سینما رکس آبادان تا ترور ناراضیان سیاسی در نقاط مختلف جهان پای عوامل اسلامگرا و بعدها جمهوری اسلامی در میان بوده است.

رهبر افراطی جمهوری اسلامی بار دیگر به مناسبت روز سیزده آبان و اشغال سفارت آمریکا سخنانی سراسر تنش زا، بحران ساز و ماجراجویانه بر زبان راند و یک بار دیگر نشان داد سیاست «تغییر رفتار» جمهوری اسلامی یک سیاست شکست خورده و اشتباه است.

آقای خامنه ای دست جمهوری اسلامی ایران را در همه عرصه ها پر خواند و تأکید کرد: «ما 100 سند غیرقابل خدشه از نقش امریکا در هدایت ترورها و تروریست ها در ایران و منطقه داریم که با ارائه این 100 سند، آبروی امریکا و مدعیان حقوق بشر و مبارزه با تروریسم را در افکار عمومی جهان، خواهیم برد1». این سبک رهبری و این ادبیات سیاسی کاملا نشان دهنده رسوایی کامل جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی است و بار دیگر ثابت می کند رهبری جمهوری اسلامی هرگز مایل نیست سطح بحران و تشنج ها را کاهش دهد.

اما باید به آقای خامنه ای و سایر طرفداران جمهوری اسلامی خاطرنشان کرد قطعا دست مخالفان جمهوری اسلامی از همیشه پُرتر است. سی و سه سال از بین رفتن منافع ملی ایران، بی حیثیت ساختن کشور با توطئه گروگان گیری دیپلمات های آمریکایی، انزوا طلبی و رابطه غیر عادی با اتحادیه اروپا، ورشکسته ساختن اقتصاد کشور، برقراری بدترین شکل استبداد یعنی استبداد مذهبی و ایدئولوژیک در کشور و دشمنی با فرهنگ و تمدن ایران فقط بخش کوچکی از زیان های جمهوری اسلامی برای کشور ایران در ابعاد کلان است.

به صورت موردی نیز کارنامه جمهوری اسلامی یک کارنامه شکست خورده و پر از جنایت و خیانت است. برای نمونه می توان به قتل عام و محاکمه غیر قانونی مسئولین دوره پهلوی، سرکوب تمام احزاب مخالف و نابودی احزاب دگراندیش ، سرکوب تمام اقوام ایران، سرکوب دگراندیشان، تحریک کشور عراق به جنگ و ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر، صدور حکم اعدام برای مخالفان در سراسر دهه 60 به ویژه قتل عام سال 67، ترورهای خارج از کشور، ترور منتقدان و مخالفان داخلی مانند داریوش فروهر حمله به تظاهر کنندگان و جلوگیری از راهپیمایی مخالفان، ایجاد حس نفرت در بین اقوام ایرانی، از بین بردن اخلاق، اعتماد و رواج دروغگویی و پیمان شکنی، دروغ بودن تمام وعده های خمینی درباره حقوق بشر و دمکراسی، رکود اقتصادی، اخراج کارگران، قراردادهای سفید کارگران و از بین رفتن امنیت شغلی، نرخ بالای تورم و بیکاری، فرار هزاران جوان متخصص از کشور، رواج بی بند و باری اخلاقی، رشد بی سابقه اختلاس، فساد مالی و رشوه دادن و مسائلی نظیر این اشاره کرد.

آقای خامنه ای که خود عملا با تروریسم اسلامی بر سرکار مانده است، چگونه چنین تروریست بی حیثیتی دست خود را پر می خواند؟! ایشان بهتر است اول به اتهامات خودش در رابطه با سینما رکس آبادان، ترور ناراضیان و روشنفکران در داخل و خارج از کشور، بمب گذاری در ظهران عربستان، بمب گذاری در رستوران میکونوس آلمان و بمب گذاری در مقر یهودیان آرژانتین پاسخ گوید سپس به فکر سندسازی علیه دیگر کشورها باشد.

جمهوری اسلامی امروز بیش از همیشه رسوا تر، بی آبروتر و نا کارآمد تر است. بی لیاقتی و سوء مدیریت مسئولین این رژیم باعث شده کشوری با درآمد هنگفت نفتی و با داشتن نیروهای متخصص جوان ولی اکثرا بیکار همواره در حالت بحران اقتصادی و بحران های سیاسی بسر برد.

قطعا اگر روزی بنا باشد برای آقای خامنه ای دادگاهی تشکیل شود دلائل و مستندات مخالفان جمهوری اسلامی بسیار محکم تر و مستدل تر از ادعاهای سران بی کفایت جمهوری اسلامی است. سیاست خارجی غلط و ایدئولوژیک جمهوری اسلامی باعث شده سرمایه گذاری خارجی در کشور عملا متوقف شود و کشور ایران که در عصر پهلوی در مسیر توسعه صنعتی و اقتصادی قرار داشت امروز به یکی از ضعیف ترین اقتصادهای خاورمیانه مبدل شود. اگرچه در قاموس مسئولان جمهوری اسلامی واژه ای به نام «شرم» یافت نمی شود اما باید به آقای خامنه ای گفت: شرم کنید از این همه دروغگویی، تنش آفرینی و بحران سازی! کشور ایران نیازمند یک حکومت «عادی» برای رشد و توسعه خود است. جمهوری اسلامی عملا مهم ترین مانع توسعه همه جانبه اقتصادی و بالندگی فرهنگی ایران است.

سبک و شیوه رهبری خمینی و خامنه ای یک رهبری «تحریک کننده» و «ضد منافع ملی » است. از گروگانگیری تا ادامه دادن جنگ با عراق و نیز برنامه جنجالی هسته ای تماما بازگو کننده نابودی منافع ملی ایران در پای ایدئولوژی های مخرب خمینی و خامنه ای است و مادامی که چنین رژیمی در ایران حاکم باشد ملت ایران در آسایش، امنیت و رفاه زندگی نخواهند کرد.
سعی کنونی رهبر جمهوری اسلامی اشاعه دادن الگوی شکست خورده جمهوری اسلامی به کشورهای تونس، مصر و لیبی است. مردم و نخبگان سیاسی این کشورها اگر خردمند و دور اندیش باشند هرگز تجربه تلخ ملت ایران را تکرار نخواهند کرد و خود را اسیر یک حکومت و استبداد مذهبی نخواهند ساخت. حکومتی که نه تنها مردم ایران را دچار عقب ماندگی و دیکتاتوری کرده بلکه در خاورمیانه هم نقش مخرب و متزلزل کننده دارد .

Thursday, November 3, 2011

تكاندهنده: اعدام قرباني به جرم خنديدن به حكم قاضي!

زنداني كه روز پنجشنبه گذشته در گنبدكاووس اعدام شد, تنها به دليل خنديدن به حكم قاضي, مجازات مرگ دريافت كرد.

اين زنداني كه ابراهيم خلج نام داشته, براي اولين بار دستگير مي شود. در دادگاه به او حكم ابد مي دهند و به هنگام ابلاغ حكم, او به قاضي مي خندد!
قاضي هم در تلافي اين اقدام زنداني, به او حكم اعدام ابلاغ مي كند و پرونده را باز مي گذارد.
در جريان دادگاه كه به رياست قاضي قلي زاده برگزار شده بود, از خانواده زنداني, مبلغ600 ميليون تومان درخواست مي شود تا در صورت ارائه اين ميزان پول از اجراي اعدام صرفنظر گردد. خانواده ابراهيم خلج چنين تواني براي پرداخت پول نداشتند ولي در روز آخر با كمك گرفتن از مردم پول را تهيه مي كنند. اما با اين وجود, به بهانه عدم طي مراحل قانوني ارائه هزينه, اين زنداني بيگناه اعدام مي شود.

Wednesday, November 2, 2011

محکومیت سعید لیلاز به شش سال حبس تعزیری در دادگاه تجدید نظر

یکی از روزنامه های دولتی ایران خبر از محکومیت "قطعی" سعید لیلاز به ۶ سال حبس تعزیری خبر داده است
به گزارش دانشجونیوز، بر اساس آنچه روزنامه ایران، ارگان رسمی دولت احمدی نژاد نوشته است، این فعال سیاسی و روزنامه نگار با حکم دادگاه تجدید نظر به اتهام «اقدام علیه امنیت کشور»، «توهین به مقامات و فعالیت تبلیغی علیه نظام» به شش سال حبس قطعی محکوم شده است.
۲۶ این روزنامه نزدیک به دولت ایران در بخشی از گزارش خود مدعی شده است که « خرداد سال ۸۸ ضابطین قضایی با دستور بازپرس دادسرای عمومی و انقلاب تهران سعید لیلاز را به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت عمومی جامعه، فعالیت تبلیغی علیه نظام، اخلال در نظم عمومی، جمع‌آوری اطلاعات و در‌اختیار بیگانگان قرار دادن، توهین به مقامات و ارتباط و هواداری از گروهک منافقین بازداشت کردند.»
آقای لیلاز ۲۷ خرداد سال ۸۸، در جریان ناآرامی‌های پس از انتخابات ریاست‌جمهوری در منزل‌اش بازداشت شد و در دادگاه‌هایی که از تلویزیون ایران پخش شد حضور داشت و حدود ۹ ماه نیز در زندان به‌سر برد.
دادگاه بدوی این روزنامه‌نگار را در آذر‌‌ همان سال ابتدا به ۹ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد. اما چندماه بعد خبر رسید که دادگاه تجدید نظر، حکم او را به شش سال حبس کاهش داده و قطعی شده است
روزنامه دولت در خصوص کیفرخواست صادره برای این فعال سیاسی نوشت: «متهم یکی از عوامل مؤثر در اغتشاشات بعد از انتخابات ریاست جمهوری بوده که قبل از انتخابات از طریق سخنرانی در ستاد میرحسین موسوی در استان‌های مختلف زمینه‌های بروز آشوب و القای تقلب در انتخابات و همچنین سیاه‌نمایی عملکرد اقتصادی دولت نقش بسزایی داشته است، به‌طوری که روز ۲۵ خرداد سال ۸۸ در خیابان آزادی در درگیری و حمله به مأموران و آتش زدن اماکن دولتی و خصوصی حضور فعال داشته است.»
این روزنامه نگار و تحلیل‌گر، همواره از منتقدان سیاست‌های اقتصادی دولت اصولگرا بوده و شهرویور ماه در آخرین اظهارنظر خود درباره اختلاس گفته است که فسادی به بزرگی پانزده میلیارد دلار در شبکه بانکی ایران وجود دارد.

فشار بر دانشگاه در آستانه مناسبت های دانشجویی - هراس حکومت از ۱۳ آبان و ۱۶ آذر

با نزدیک شدن به مناسبت های دانشجویی چون 13 آبان و 16 آذر، مسوولان انضباطی دانشگاه‌ها و همچنین مسوولان قضایی فعالیت‌های خود را افزایش داده‌اند. در همین راستا در دو هفته گذشته حداقل 3 فعال دانشجویی بازداشت و چندین دانشجو از ورود به دانشگاه منع شده اند.

امید رضایی و پیمان عارف، دو فعال دانشجویی محروم از تحصیل، از جمله بازداشت شدگان این مدت هستند که هنوز علت بازداشت آنها اعلام نشده است.

سحر موسوی، از فعالان سابق دانشجویی دانشگاه آزاد و دانشجوی محروم از تحصیل نیز پیش از این بدون ارائه هرگونه توضیحی، توسط ماموران امنیتی بازداشت شده بود. بازداشت وی در پی احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات رخ داد.

امید رضایی، دانشجوی دانشگاه گیلان دیگر بازداشتی روزهای اخیر بوده است. رضایی که بیش از دو هفته از زمان بازداشتش می‌گذرد، در این مدت تنها تماسی کوتاه با خانواده خود داشته و از بازداشتش خبر داده است.

هنوز از علت بازداشت و اتهامات رضایی اطلاعی در دست نیست، اما یک فعال دانشجویی در دانشگاه گیلان به "روز" گفت که در روزهای گذشته، تعدادی از فعالان این دانشگاه به اداره اطلاعات احضار و ضمن هشدار نسبت به فعالیت‌هایشان، به آن‌ها اعلام شده که در صورت هر گونه تجمع اعتراضی در روزهای 13 آبان یا 16 آذر بازداشت خواهند شد.

محرومیت از تحصیل در پی اعتراضات صنفی

با گذشت حدود یک هفته از اعتراضات صنفی دانشجویان دانشگاه مازندران، برخی گزارش‌ها حکایت از آن دارد که فشارها بر دانشجویان این دانشگاه مجددا افزایش یافته است.

یکی از فعالان دانشجویی این دانشگاه به "روز" گفت: "در سال‌های گذشته دانشجویان دانشگاه مازندران در عرصه دفاع از حقوق ملت بسیار فعال بودند. بعد از کودتای 22 خرداد نیز این دانشگاه شاهد تجمعات گسترده دانشجویان بود؛ اعتراضاتی که باعث تعجب و خشم مقامات امنیتی این استان هم شد. آن‌ها به همین دلیل در دو سال گذشته تمام تلاش خود را کردند تا با بازداشت، اخراج، محرومیت از تحصیل، تهدید و ایجاد جو امنیتی در دانشگاه، این جو را از بین ببرند. در واقع آن‌ها هزینه هرگونه حرکت اعتراضی را تا حد ممکن بالا بردند؛ ضمن آنکه ماموران امنیتی نیز به کرات در دانشگاه حاضر می‌شدند. اما اعتراضات هفته گذشته، باعث شده که آنان تمام رشته‌های خود را پنبه شده ببینند".

دانشجویان دانشگاه مازندران پیش از این در پی مشکلات صنفی، نامه‌ای با بیش از هزار امضا به مسوولان تحویل داده و خواستار رفع مشکلات خود شده بودند. آن‌ها پس از بی پاسخ ماندن این نامه دست به تجمعی اعتراضی زدند که با استقبال دانشجویان همراه شد.

سایت دانشجونیوز نیز در همین زمینه گزارش داده است که "از همان روز تجمع تهدیدها و احضارها به حراست مرکزی اغاز شد و همچنان نیز ادامه دارد.در آخرین مورد برخی از دانشجویان نیز به دانشگاه ممنوع الورود شده اند".

در همین حال، دانشجویان دانشگاه بین‌المللی قزوین نیز در اعتراض به شرایط نامناسب دانشگاه، دست به تجمع اعتراضی زدند و خواستار بهبود شرایط صنفی دانشگاه شدند.

این دانشجویان ظرف‌های غذای خود را به شکل واژه "اعتراض" در محیط دانشگاه چیده و خواستار بررسی اعتراضات خود توسط مسوولان شده اند.

این در حالی است که فعالان دانشجویی این دانشگاه خبر از آن می‌دهند که نیروهای امنیتی حضور پررنگی در این تجمع داشته‌اند.

با آغاز سال تحصیلی جدید بسیاری از دانشگاه های ایران از جمله دانشگاه امیرکبیر، دانشگاه زنجان، دانشگاه کردستان، دانشگاه شهر کرد، دانشگاه یزد، دانشگاه مازندران و برخی دانشگاه های دیگر، شاهدتجمعات گسترده دانشجویان در اعتراض به سیاست های جدید وزارت علوم در ارتباط با اجرای طرح های محدود کننده دانشجویان و همچنین شرایط ناگوار صنفی دانشگاه‌ها بوده است.
آرش بهمني از وبسايت روز