Wednesday, June 1, 2011

جزئیات تازه از «نحوه مرگ» هاله سحابی در مراسم خاکسپاری پدرش


هاله سحابی روز چهارشنبه در مراسم خاکسپاری پدرش در لواسان جان باخت.
هاله سحابی روز چهارشنبه در مراسم خاکسپاری پدرش در لواسان جان باخت.
۱۳۹۰/۰۳/۱۱
«حتی اجازه ندادند که پيکر مهندس سحابی ۱۰ قدم هم  تشييع شود. ماموران امنيتی تمام شب را در خانه مانده بودند و هاله از ترس ربودن پيکر پدرش تا صبح بيدار مانده بود و قرآن می خواند. ماموران امنيتی قرار گذاشته بودند که تا سر کوچه گلستان، پيکر آقای سحابی تشييع شود اما صبح آمبولانس را آورده بودند درست جلوی در.»

اينها سخنان يک شاهد عينی است که لحظات پيش از مرگ هاله سحابی را در کنار او بود. وی که به دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود به رادیو فردا گفت:  «در تمام عمرم اين همه نيروی امنيتی و نوپو را يک جا نديده بودم. من، هاله و چند زن ديگر جلو راه می رفتيم تا راه برای جسد باز شود. يک باره يک نيروی امنيتی به سمت هاله آمد که عکس پدرش را در دست داشت. عکس را از دست هاله کشيد. فرياد کشيدم که : صاحب عزاست، چکارش داری؟ که هاله بر روی زمين افتاد.»



اين شاهد عينی ادامه داد: «فکر می کردند صحنه سازی است. فرياد می کشيدند و لگد می زدند تا از جا بلند شويم و بلندش کنيم. به صورتش ضربه زديم، آب بر سر و صورتش پاشيديم، پزشکانی که در محل بودند تنفس مصنوعی دادند اما هاله به هوش نيامد، نفس نمی کشيد.»

آن گونه که شاهدان عينی کوچه گلستان در لواسان خبر می دهند، نيروهای امنيتی در اقدامی شتابزده، بدن نيمه جان هاله سحابی را در اتومبيلی انداختند و همراه همسرش به درمانگاه بردند و پيکر عزت الله سحابی را در آمبولانسی گذاشتند و به بهشت فاطميه انتقال دادند.

نزديکان به خانواده عزت الله سحابی به راديو فردا خبر دادند زمانی که آنها به بهشت فاطميه رسيدند، پشت درهای بسته ماندند تا خاکسپاری تمام شد.

در حالی که احمد منتظری برای خواندن نماز ميت بر عزت الله سحابی، آماده شده بود، روحانی ناشناسی که از صبح در محل حاضر بود، نماز را اقامه کرد و پيکر مرحوم سحابی به خاک سپرده شد.

محمد جواد اکبرين، دين پژوه ساکن پاريس در مورد هراس ماموران امنيتی از اقامه نماز بر جسد عزت الله سحابی می گويد: « از نخستين بار که در اسلام موضوع نماز جماعت مطرح شد، حکمت جماعت، متحد شدن مسلمانان در قالب ارتباط با خداوند بود. جماعت در فرهنگ سياسی اسلام يک اصل برای اتحاد مسلمانان بود، وقتی حکومت مستبد، به هر بهانه ای مقابل جماعت می ايستد، دقيقا در برابر حکمت «جماعت» ايستاده است. هر حرکت جمعی متحد، به هدف انتقاد از جريان اقتدار گرا که صورت بگيرد مورد اعتراض آنها است و خطرناک تر برای آنها اين است که اين حرکت نسبتی با اسلاميت و معنويت داشته باشد.»

ساعاتی پس از به خاکسپاری پيکر عزت الله سحابی، پيکر دخترش هاله سحابی که در اثر ايست قلبی جان باخته بود به منزلش در خيابان گيشا در تهران منتقل شد.

در همین حال، یک شاهد عینی عصر روز چهارشنبه به رادیو فردا گفت که ماموران امنيتی پيکر هاله سحابی را برای شستشو و دفن به بهشت فاطميه لواسان منتقل کردند.

وی اظهار داشت: نيروهای امنيتی گفته اند تنها شمار اندکی از اعضاء خانواده و دوستان خانم سحابی اجازه حضور در مراسم تدفين او را خواهند داشت.

از سوی دیگر، به نوشته سایت «جرس»، خانواده هاله سحابی ناچار شده اند که بر خلاف ميلشان، و با توجه به فشار ماموران امنيتی، پيکر خانم سحابی را در گورستان بهشت فاطميه لواسان به خاک بسپارند.

هاله سحابی در پی بيماری پدرش توانسته بود از زندان به مرخصی بيايد تا ساعات آخر را در کنار پدرش بگذراند.

آن گونه که نزديکان وی می گويند قرار بود که روز پنج شنبه بعد از ظهر در مسجد الجواد خيابان سهرودی مراسم يادبود مهندس سحابی برگزار شود.

اما چرا ماموران امنيتی حمهوری اسلامی حتی از  تشييع جنازه، خاکسپاری و برگزاری مراسم يادبود برای خانواده سحابی هم ابا دارند؟

مرتضی کاظميان، فعال ملی مذهبی پاسخ می دهد: « با توجه به وضعيت جنبش سبز و فضای انتقادی حاکم بر ايران، ترديد نبايد داشت حاکميتی که خود را فاقد مشروعيت می داند و اقتدارش مبتنی بر سلاح و سرکوب و خشونت است، تلاش کند تا مانع از شکل گيری هر گونه تجمع و بروز و ظهور اعتراضی شود.»

مرتضی کاظميان جان باختن خانم هاله سحابی را يکی از ناگوارترين  و تلخ ترين حوادث سال های اخير می داند و اين سوال را مطرح می کند که « مشخص نيست چه کسی مسئول خون های بيگناهی است که در ايران بر زمين ريخته می شود؟»

رسانه های نزديک به جمهوری اسلامی در تهران علت مرگ هاله سحابی را «شوک حاصل از مرگ پدر و گريه بی امان» اعلام کرده اند. در همین حال، مدیرکل امنیتی- انتظامی وزارت کشور جمهوری اسلامی در تازه ترین اظهار نظر خود دلیل مرگ خانم هاله سحابی را ناشی از «فوت پدر و گرمای هوا» اعلام کرده است.

علیرضا جانه به خبرگزاری ایسنا گفته است: «خانم هاله سحابی بیماری قلبی داشتند. مدارک پزشکی وی نیز موجود است. فوت پدر و گرمای هوا مزید بر علت و منجر به فوت ایشان شد.»

وی هر گونه درگیری نیروهای امنیتی و انتظامی به هاله سحابی را رد کرده و گفته است: «خانواده ایشان همکاری خوبی با ما داشته اند. ما نیز در بحث مراسم تدفین به خانواده ایشان کمک کردیم.»

Monday, May 30, 2011

“شکوه تصویرِ نسرین ستوده هزاران برابر از بوسه سلطنتی بیشتر است”

روزی که  تلوزیون های دنیا داشتند مراسم بوسه سلطنتی را به عنوان گران ترین بوسه ی جهان  گزارش می دادند  روی دیوار فیسبوکم نوشته بودم:
گران ترین بوسه ها: بهاره از اوین آزاد شد و امین چشم هایش را میان جمع بوسید، نسرین ستوده آزاد شد و رضا خندان میان خنده های دو کودکش گونه های نسرین را غرق بوسه کرد، مهدیه گلرو آزاد شد و وحید گونه هایش را گلباران کرد. مسعود باستانی از حبسِ بی مرخصی رهید و سراسر آغوش شد برای مهسایش. بهمن امویی آزاد شد و ژیلا گم شد در آغوش یک مرد استوار، لبخند بدیعی نوشته بود حسرتِ آخرین بوسه بر صورت امیر جوادی فر به دلش ماند.
امروز با دیدنِ این عکسِ نسرینِ ستوده در مقابلِ دادگاه شاید خیلی ها  میان دو حس درگیر بودند. ببالند بر این سرافرازی و آغوش عاشقانه با دستهای بسته یا دلگیر باشند از اینکه مهرآوه و نیما از این آغوش محرومند؟….هرچه بود عکسی بی نظیر و تاریخی شد و نسرین را در اذهانَ خیلی ها بسیار بسیار ستودنی تر از ستوده ای کرد که زندانبان با بستنِ این دستبند خواست که اقتدارش را در هم شکند.
بامداد سروده بود:«دستان بسته ام آزاد نبود تا هرچشم انداز را به جان دربرکشم…» و مریم  شبانی عزیز برای نسرینِ ستوده نوشته است:  تو امروز با دستان بسته، چقدر زیبا جانان را در برکشیدی و مهدی تاجیک روزنامه نگار دیگری است که نوشت:
شکوه این تصویر هزاران هزار هزار هزار برابر از بوسه سلطنتی بیشتر است.
ببینید یک تصویر ساده از آغوشِ یک زنِ مبارز که با دستبندِ فلزیِ زندان، چه گردنبدی از عشق برای همسرش می سازد و چه موجی از شورِ زیستن برای همراهانش می آفریند و چه تعبیرها که از همین یک عکسِ ساده که هنوز عکاسش را نمی شناسم  در فضای مجازی به صفحه می نشاند:
*مهتاب می گوید  قربان دست های بسته اما برافراشته اش.
* فرشته ی عدالت ِ چشم بسته و ترازو در دست ؛ پری ِ دستبند بر دست و غزل خوان ِ آزادی ِ ما رو ندید.
* و آنگاه که دستبند ابلیس حلقه عاشقانه دستان را به گرد معشوق مستحکم تر کند این است اعجاز این فرشته عدالت که در بند بی عدالتی است.